بازیابی موسیقی ۳۸۵ شغلِ منسوخ شده ایرانی

موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی که با ورود تکنولوژی کاملا منسوخ شده‌اند طی پروژه‌ای توسط مسعود نکویی گردآوری، اجرا و ضبط می‌شود.

 

به گزارش خبرنگار ایلنا، بخش مهمی از فرهنگ موسیقایی کشورمان به «کارآوا»‌ها یا‌‌ همان موسیقی کار مربوط می‌شود که با ورود به دوران صنعتی و مدرنیسم، ضمن از میان رفتن مشاغل سنتی، موسیقی‌های مربوط به آن‌ها نیز از بین رفته است؛ در چنین شرایطی مسعود نکویی طی پروژه‌ای طاقت‌فرسا، برای گردآوری و ضبط موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی تلاش می‌کند.

مسعود نکویی در گفتگو با خبرنگار ایلنا، درباره این پروژه که به گردآوری و ضبط موسیقی ۳۸۵ شغل منسوخ شده ایرانی اختصاص دارد، گفت: پروژه من شامل موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی می‌شود که متاسفانه منسوخ شده‌اند. تا به امروز توانسته‌ام موسیقی ۲۴ شغل مانند «گلیم سیرجان»، «قلع‌گری»، «رخت‌شویی»، «کلاه‌مالی»، «نمدمالی» و بسیاری شغل‌های دیگر را گردآوری کنم و کارهای آن‌ها را به انجام برسانم؛ این موسیقی‌ها با شیوه «اکتاپلا (ترکیب حرکت و آواز)» قرار است اجرا شوند.

این موزیسین در ادامه افزود: ما سبکی به نام «موزیک‌یوم» به معنای موسیقی موزه‌ای داریم و پروژه من در این حوزه قابلیت اجرا دارد. مخاطبان چنین اجراهایی نیز بیشتر از ۳۰ نفر نمی‌توانند باشند. مخاطب وقتی به کنسرتی با فرم «موزیک‌یوم» وارد می‌شود در جای ثابتی نخواهد نشست و طی یک پروسه با موسیقی و جریانی که در شغل مورد نظر در حال روی دادن است، همراه می‌شود. برای مثال اگر به حمام‌های ایرانی پرداخته می‌شود مخاطب در مراسم مختلفی که در حمام ایرانی روی می‌دهد همراه می‌شود و موسیقی حمام به صورت آکاپلا، اکتاپلا و برخی اوقات نیز به صورت سازی اجرا می‌شود. مثلا مخاطب با ماجرای سکه‌ای که به عنوان «سکه‌آروز‌ها» در حوض انداخته می‌شود یا در مراسم حنابندانی که در حمام ایرانی برگزار می‌شود، شرکت می‌کند و موسیقی با شیوه‌ای داستانی روایت ماجرا را روایت می‌کند.

وی ضمن اشاره به نمونه‌های مختلف کارآوا‌ها در ایران عنوان کرد: ما داستانی به نام «گیسه گل» داریم که ماجرای یک چوپان به نام مرادو بوده؛ او عاشق گیسه‌گل بوده و با اجرای نی بسیاری از کارهای مربوط به این شغل را انجام می‌داده؛ مثلا وقتی احساس می‌کرده قرار است به گله حمله شود با نی، نوعی از موسیقی را اجرا می‌کرده و مانند زبان «مورس» به «گیسه‌گل» خبر می‌داده است. مراسم حنابندان مرادو نیز با موسیقی و شغل‌ها و کارهای مربوط به آن نیز در این مجموعه قرار می‌گیرد که موسیقی آن را باید به طور کامل شنید.

مسعود نکویی همچنین در مورد اجراهایی که از کارآوار‌ها داشته گفت: ما تاکنون چهار اجرا از این نوع موسیقی کار همراه با حرکت داشته‌ایم که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. موسیقی کار این شغل‌ها به شیوه آکاپلا و همراه با حرکت طراحی شده است. تاکنون پژوهش ۱۰۰ شغل از میان این ۳۸۵ شغل منسوخ شده ایرانی انجام شده و موسیقی ۲۴ شغل نیز آماده اجراست. ضبط ۸ قطعه از آن‌ها مانند «دار قالی یشکی»، «گلیم سیرجان یا شیریکی پیچ»، «مفشو دوزی»، «پته»، «رخت‌شویی»، «کلاه‌مالی»، «خشت‌مالا» و «کفش‌گری یا کفش‌دوزی» نیز تاکنون انجام شده است. البته تمام این پروژه تاکنون با هزینه‌های شخصی انجام شده است.

بازیابی موسیقی ۳۸۵ شغلِ منسوخ شده ایرانی

این آهنگساز افزود: ما تا قرن بیستم مشکلی برای ادامه حیات چنین کارآواهایی نداشتیم و بخشی از این مشاغل که با فرهنگ و هنر و آداب و رسوم و هویت ما آمیخته بودند، اجرا می‌شدند. یعنی وقتی مثلا در کرمان عروسی برگزار می‌شد مردم «رقص قالی» انجام می‌دادند و قالی که ارزشمند‌ترین وسیله خانه محسوب می‌شد را روی سر می‌چرخاندند و معنایش این بود که ارزشمند‌ترین وسیله‌ای که داریم زیر پای میهمان است. کودکان هم برای بازی‌هایشان، از حرکات و موسیقی شغل‌هایی مانند پنبه‌زنی و مس‌گری و نانوایی و غیره استفاده می‌کردند و حاکات و آوازهای این شغل‌ها را به صورت بازی انجام می‌دادند. در واقع کارآوا‌ها و ذکر‌های آن‌ها به آداب و رسوم و هویت و مذهب و اعتقادات و بسیاری چیزهای دیگر گره خورده بود.

وی همچنین عنوان کرد: در فرهنگ ما، موسیقی را به عنوان لعاب در مشاغل مختلف استفاده می‌کرده‌اند و این به اصطلاح «کارآوا»‌ها را مردم موسیقی نمی‌دانستند. مردم در حین انجام کار این کارآوا‌ها را انجام می‌دادند. مثلا در کلاه‌مالی همزمان با کوبیدن آرنج‌ها بر روی نمد با موسیقی خاصی یک گروه می‌خوانند «پشم، کرک، حلاجی، آب صابون، کلاه‌مالی»؛ یک گروه دیگر نیز «حیدر، حیدر، حیدر…» را می‌خواندند؛ فرد دیگری نیز «نمد بمال، نمد بمال…» را با آواز می‌خواند. در پروژه‌هایی که به موسیقی این شغل‌ها پرداخته‌ایم؛ در واقع شش کار مختلف در کارگاه در حال انجام است و شش موسیقی کار در چنین مکانی اجرا می‌شود. یا مثلا وقتی کلاف‌های نخ را جمع می‌کردند، می‌خواندند «رفیقو بگیر، چیو بگیرم، این کلافه رو، چیکارش کنم، بده به رفیق». امروزه این شغل‌ها از میان رفته و چنین کارهایی توسط دستگاه‌ها و ماشین‌ها انجام می‌شود. برای اینکه چنین بخش مهمی از فرهنگ‌مان به طور کامل از بین نرود کارآوا‌ها و حرکاتشان و وجه تسمیه شغل‌های مورد نظر را جمع‌آوری و اجرا می‌کنیم. یعنی سه عنصر کلام، آوای موسیقی و حرکت را در هر شغل گردآوری کرده و علاوه بر پیشینه آن در یک مجموعه به مخاطب ارائه می‌کنیم. به هر حال آخرین کسانی که این مشاغل را انجام می‌دادند فوت کرده‌اند و اگر امروز این موسیقی‌ها را گردآوری و ضبط نکنیم شاید دیگر امکان گردآوری‌اش را نداشته باشیم.

مسعود نکویی همچنین ضمن اشاره به یکی از مشاغل منسوخ شده ایرانی و موسیقی آن گفت: آخرین گود خشت‌مالی در کنار بازار کرمان بود که قدمت آن به بیش از ۲ هزار سال می‌رسید و کار خشت‌مالی در طول تمام قرن‌ها باعث شده بود تا گود بسیار عمیقی در آن به وجود بیاید. خب این مکان به فردی واگذار شده که از امارات آمده و قرار است در آن برج سازی کند. چهار گروه در این شغل وجود داشتند که موسیقی و کارآواهای مخصوص به خود را اجرا می‌کردند. گروه اول کودکان بودند که گل را با دست‌های کوچکشان توی قالب‌ها می‌کوبیدند تا شکل قالب را بگیرد و «گل چلاسکو چک چک» می‌خوانند. در واقع از «نام‌آوا‌ها» و آواهای خاص مانند صدای کویبده شدن گل بر زمین که «چک چک» صدا می‌دهد نیز استفاده می‌شد. گروه دیگر نیز «گل قالب آخوره خشت…» را می‌خوانند. و به همین ترتیب هر کسی کاری انجام می‌داد و کارآواهای مخصوص خود را اجرا می‌کردند؛ ما این را به گو‌نه‌ای اجرا خواهیم کرد که بیشتر شبیه به یک اپرت است. ما تمام این‌ها را بازسازی می‌کنیم و بعد از ورود هر نقش نیز موسیقی، کنترپوان، هارمونی و سایر نکات در اجرای آن لحاظ می‌شود تا مخاطب با آن به طور کامل آشنا شود.

وی افزود: اجرای چنین پروژه‌ای نیاز به سرمایه‌گذاری فرهنگی جدی دارد چون واقعا در مورد برخی از مشاغل، ما با چنین بودجه شخصی و کمی فقط یک سمپل را با همراهی ۱۵ – ۱۶ نفر داریم ارائه می‌کنیم. مسئولانی که اجرهای ما را در این زمینه دیده‌اند بسیار تحت تاثیر قرار گرفته‌اند و تمجید‌ها و تعریف‌های بسیاری از این کار ما انجام می‌دهند اما در بحث سرمایه‌گذاری و حمایت متاسفانه تا کنون هیچ اتفاقی نیافتاده است. این پروژه به مولفه‌هایی گره خورده که جزو هویت ما محسوب می‌شوند و ابعاد پنهان بسیاری از فرهنگمان را روشن می‌کنند. برای مثال بسیار دیده شده که می‌گویند ایرانی‌ها افسرده هستند و اصلا شاد نیستند؛ اما برخلاف این مدعا، در زمینه موسیقی کار، فضای شاد و پر تحرکی وجود دارد که لایحه‌های دیگری از زندگی ما ایرانی‌ها را نشان می‌دهد.

nekooei.com

خبرگزاری ایلنا مهر وطن عازم بازی‌های جهانی کر در آفریقای جنوبی می‌شود

گروه کر «مهر وطن» کرمان به سرپرستی مسعود نکویی که طی چند سال گذشته فعالیت‌های چشمگیری در زمینه موسیقی کرال داشته، به عنوان نماینده ایران به مسابقات جهانی کر در کشور آفریقای جنوبی اعزام خواهد شد.

مسعود نکویی، سرپرست گروه کر «مهر وطن» در گفتگو با خبرنگار ایلنا، ضمن اعلام این خبر گفت: قرار است جولای سال ۲۰۱۸ به همراه گروه کر «مهر وطن» به بازی‌های جهانی کر در کشور آفریقای جنوبی برویم و قطعاتی کرال از موسیقی فولکلور آکاپلای کشورمان را در این بازی‌ها به اجرا درآوریم.

این موزیسین در ادامه افزود: اجرا‌ها در بازی‌های جهانی کر آفریقای جنوبی در دو بخش رقابتی است که ما کارهای فولکلور آکاپلای خودمان را در دو بخش اجرا می‌کنیم. در واقع ما کارآواهای مشاغل قدیم ایران و آداب و رسوم و فرهنگ شفاهی ایران را به اجرا درخواهیم آورد.

وی همچنین عنوان کرد: بنده عضو اینترکالتور یا‌‌‌ همان «مجمع جهانی کر» هستم و این دعوت رسمی از طرف این نهاد بین‌المللی صورت گرفته است. وقتی دعوتنامه رسمی از مجمع جهانی کر اینترکالتور دریافت کردیم، تصمیم گرفتیم در دو بخش رقابتی و یک بخش غیررقابتی شرکت کنیم. این رویداد جهانی در جولای ٢٠١٨ و با حضور بیش از ۵٠٠ گروه کر از سراسر جهان برگزار می‌شود.

مسعود نکویی گفت: مهروطن تنها گروه کر آکاپلای ایرانی است که با تمرکز روی آواهای کار و بازی‌های محلی و فرهنگ شفاهی و بومی جنوب‌شرق ایران و سایر نقاط کشورمان سعی در حفظ این گنجینه گرانب‌ها به شیوه کرال آکاپلای پلی‌فنیک کرده است و در این مسیر بیش از ٢۵٠ قطعه موسیقی تولید کرده که در قالب کتاب پارتیتور و آلبوم موسیقی منتشر شده است.

سرپرست گروه کر «مهر وطن» در ادامه افزود: رویکرد اینجانب برای ساخت این آثار علاوه بر موسیقی در سبکی خاص، ایجاد سبک‌های نوینی است که گردشگران زیادی را نیز به ایران جذب خواهد کرد و بطور آزمایشی در کرمان انجام شده و بازخورد فوق‌العاده‌ای داشته است.

این موزیسین عنوان کرد: سبک‌های «موزیکیوم» یا‌‌‌ همان «موسیقی موزه» یکی از این سبک‌هاست که در ایران برای اولین بار توسط گروه مهروطن طراحی و به انجام رسیده است. اکتاپلا نیز که تلفیق موسیقی و فرم است نیز به همین منظور طراحی شده است.

وی همچنین گفت: از آنجا که گروه مهروطن رپرتوار موسیقی کلاسیک آکاپلا از دوران‌های مختلف را آماده اجرا دارد، در بخش گروه‌های آوازی میکس بازی‌های آفریقای جنوبی شرکت کرده‌ایم که البته شامل قطعات کلاسیک و ایرانی پولیفونیک است. اما بخش اصلی که دغدغه ما است بخش رقابتی فولکلور آکاپلا است که در آن می‌توانیم نغمه‌ها و آواهای کار و بازی‌های محلی را به این شیوه به دنیا معرفی کنیم.

مسعود نکویی درباره قطعات اجرای گروه‌اش در این بازی‌ها گفت: ما قطعات مفشو، دووتو، رخشوری، کلامالی، چرخو، خدای ناخدا، پخ پخو، گردو بازی و بادوه را اجرا خواهیم کرد. همچنین رپرتواری از موسیقی آکاپلای کلاسیک در این رویداد جهانی اجرا خواهیم کرد.

این موزیسین درباره ساختار گروه کر «مهر وطن» عنوان کرد: گروه ما ترکیبی از گروه بزرگسالان و نوجوانان مهروطن است. آیدا ایرانمنش، مهرانا نکویی، نرگس علی اسماعیلی، الهام نیک تبع، سمانه وزیری، حبیبه هادی، لیلا میرحسینی، اسما‌نژاد وزیری، غزل‌نژاد سجادی، کیوان بختیاری، بردیا میرحسینی، علی الهامی، برسام صباغ، علی میرحسینی، معین علی اکبری، افشین حسین‌پور، محسن نظری‌زاده با آهنگسازی و رهبری بنده؛ گروه کر «مهر وطن» را در بازی‌های جهانی کر آفریقای جنوبی در سال ۲۰۱۸ همراهی خواهیم کرد.

ساختار این قطعات به شیوه کرال آکاپلای پلی فنیک به همراه حرکت و فرم است که اکتاپلا نامیده می‌شود و از نظر مفهومی به پیشینه و هویت ایرانی می‌پردازد.

رتبه چهارم مسعود نکویی در مسابقات آهنگسازی ایتالیا

چهارمین دوره رقابتهای بین المللی آهنگسازی کرال مردان komos ایتالیا در مرحله پایانی خود با ۱۰ آهنگساز راه یافته به مرحله نهایی این رقابتها ، از کشورهای ایتالیا ، امریکا ، ایران ، استرالیا ، ژآپن ، نیوزلند ، اندونزی ، پرتغال ، کانادا و انگلستان به کار خود پایان داد.

در این فستیوال ، مسعود نکوئی بعنوان تنها آهنگساز شرکت کننده از ایران حائز رتبه چهارم شد که تنها با یک رای اختلاف با رتبه سوم در این جایگاه قرار گرفت . نظر به کیفیت آثار در بخش نهایی آثار این آهنگساز ایرانی نیز در نشریه آلتره دیزیونی ایتالیا منتشر خواهد شد.

پنج داور متخصص از ایتالیا با نامهای لورنزو اورلاندی ، کریس ویلیامز ، دانیل ونتوری ، ماتیو جولیانی و جیلیو گارُتی آثار را بررسی و رای نهایی را اعلام نمودند.

شیوه امتیاز دهی بدین گونه طراحی شده بود که هر داور به رتبه ۱ عدد۳ ، رتبه ۲ عدد۲ و رتبه ۳ عدد ۱ اعطا می کند که پس از بررسی آثار مسعود نکوئی از نظر چهار داور حائز رتبه دوم و سوم شد و در مجموع رای داوران به رتبه چهارم دست یافت.

در این رقابتها آهنگساز ایتالیا به رتبه نخست ، آهنگساز ژاپن به رتبه دوم و آهنگساز نیوزلند به رتبه سوم و مسعود نکوئی از ایران به رتبه چهارم دست یافتند.

مسعود نکوئی با ارائه پارتیتور آهنگهای کرال آکاپلا پلی فنیک خدای ناخدا و همای رحمت و یوسف گمگشته در این رقابت بین المللی شرکت کرد و پارتیتور خدای ناخدا از دید داوران شایسته رتبه دوم و پارتیتور همای رحمت شایسته رتبه سوم شناخته شد اما در مجموع سه پارتیتور در جایگاه چهارم قرار گرفت.

این مسابقات تنها برای گروه کر مردان طراحی شده بود و با توجه به اینکه آثار مسعود نکوئی برای گروه میکس ۴ بخشی نوشته شده علی رغم شرکت در بخش متفاوت ، نتیجه ارزشمندی برای این آهنگساز محسوب می شود.

اثر «پخ پخو» عنوان بهترین آهنگسازی جشنواره تولیدات صداوسیمای مراکز ایران را کسب کرد

خبرگزاری ایسنا – سرپرست گروه آوازی مهروطن :
اثر «پخ پخو» عنوان بهترین آهنگسازی جشنواره تولیدات صداوسیمای مراکز ایران را کسب کرد

ادامه مطلب …

مصاحبه کرمان امروز با مسعود نکویی در مورد کنسرت کرراک

مصاحبه کرمان امروز با مسعود نکویی در مورد کنسرت کرراک

کنسرت کرراک

مسعود نکویی، سرپرست گروه «مهروطن» در گفتگو با کرمان امروز:
«کُر-راک» را برای اولین بار در تاریخ ایران روی صحنه ی کرمان خواهیم برد
گفتگو: محمد فتح نجات

اشاره:
مسعود نکویی را دیگر امروز همه مردم کرمان می شناسند؛ موسیقیدانی که با نهایت خلاقیت مشغول آهنگ سازی است و علاقه او به فرهنگ کرمانی زبانزد خاص و عام شده است. وی امروز به فکر یک کار جدید و نو افتاده است، برگزاری کنسرت «کر-راک» یعنی تلفیق دو نوع موسیقی که اصلا در خواب هم نا ممکن به نظر می رسد اما او در واقعیت در حال تلفیق دو نوع موسیقی است که یکی وابستگی الکتریکی دارد و دیگری ضد الکتریک است. فقط می توانیم برایش آرزوی موفقیت کنیم.

مسعود نکویی دیروز در گفتگو با «کرمان امروز» سخنان خود را اینگونه شروع کرد: «کُر-راک» تلفیق آواز گروهی چندصدایی  و موسیقی راک است که در سازبندی و تنظیم و شیوه اجرا از سبک های دیگر موسیقی آوازی و سازی متمایز است. این ترکیب در دنیا نمونه های کمی دارد و در ایران نخستین تجربه جدی محسوب می شود. قرار است برای اولین بار در ایران، گروه «مهروطن» و «ورطه» -دوگروه کرمانی- این ترکیب را به وجود آورده و به زودی آن را روی صحنه ببرند. امیدواریم که بتوانیم به هدفمان یعنی نگه داشتن هر دو نوع مخاطب در کنار یکدیگر برسیم و حرکتی نو و جدید در هنر کرمان اتفاق بیفتد.
وی در باره زمان برگزاری این کنسرت، نیمه ی اول بهمن را زمانی مناسب دانست و گفت: این کنسرت شامل قطعاتی آوازی از دوران های باروک، کلاسیک و رمانتیک و چند قطعه وکال بدون کلام و موسیقی محلی با سازبندی راک و قطعات بی کلام و تکنوازی های سبک راک است. یعنی به عبارتی باید بگویم که حدود ۲۴ نفر هنرمند روی صحنه خواهند بود که در مجموع حدود ۱۶ قطعه اجرا خواهند کرد. شش اثر به صورت مشترک «کُر-راک» اجرا خواهد شد، هشت اثر توسط گروه «ورطه» و دو اثر اختصاصی گروه «مهروطن» خواهد بود. این ترکیب و ترتیب قطعات حس تنوع طلبی مخاطب را ارضا خواهد کرد و به شعار ما نزدیک خواهد شد؛ همه موسیقی دوستان کرمانی را به این کنسرت خواهیم آورد و مخاطبان سبک های مختلف را در کنار یکدیگر قرار خواهیم داد. انشالله در بهمن ماه با اجرای این کنسرت کارنامه ی خوبی رقم خواهیم زد.

کرمان امروز:مهروطن پاس دار نغمه ها و گویش های کرمانی

کرمان امروز:مهروطن پاس دار نغمه ها و گویش های کرمانی

افتتاح دفتر نغمه هاوگویشهای کرمان به گزارش «کرمان امروز»:

محمود وفایی، مدیرکل میراث فرهنگی استان:
همت سترگ آقای نکویی را آیندگان ستایش خواهند کرد

به قلم
محمد فتح نجات

کرمان امروز : مهروطن پاس دار نغمه ها و گویش های کرمانی!

کرمان امروز : مهروطن پاس دار نغمه ها و گویش های کرمانی!

اشاره:
مسعود نکویی هنرمندی است که لهجه ی کرمانی را در کل دنیا به گوش هنردوستان رسانده است. بله!گروه «مهروطن» به رهبری مسعود نکویی عزیز در بسیاری از کشورهای دنیا با گویش و لهجه ی کرمانی آهنگ های نابی را به گوش مردم جهان رسانده است.امروز بزرگان موسیقی جهان، نکویی و گروهش را می شناسند و به غیر از موسیقی ایرانی، امروز از موسیقی کرمانی سخن به میان می آورند و این یعنی افتخار و موفقیت در آینه ی خودباوری!
مسعود نکویی و نغمه ها و گویش های کرمان
اندیشمندان و مفاخر کرمانی همواره بر این عقیده هستند که باید درمجامع کشوری و جهانی از لهجه ی شیرین کرمانی استفاده و از لهجه های مضحک و دورگه ی ساختگی اجتناب کنیم!؟ این همه را گفتم که شاید بخشی ازشهامت مسعود نکویی را نشان داده باشم. بنده به احترام این جوان آینده دار و فهیم کرمانی که آبروی موسیقی کرمان در جهان است، می ایستم و تمام قد او را ستایش می کنم، این در صورتی است که اخیرا ایشان با حمایت اداره کل میراث فرهنگی استان و همکاری آقای وفایی مدیرکل این اداره، موفق به راه اندازی مرکز نغمه ها و گویش های کرمان شده است که روز دوشنبه دوم آذرماه ۹۴ با حضور آقای وفایی، تنی چند از کارشناسان اداره کل میراث، اصحاب رسانه و چند تن از اهالی موسیقی استان افتتاح شد. این دفتر قرار است از این پس کانون و مامن کسانی باشد که دلسوز گویش و لهجه کرمانی هستند. دفتر این مرکز در باغ موزه ی هرندی واقع شده است و در مراسم افتتاحیه آن، گروه «مهروطن» نیز برخی از قطعات خود را در محوطه این موزه اجرا کرد که از این جمله می توان به آهنگ «مفشو» اشاره کرد.
باید یادگار نیاکانمان را حافظ باشیم
در این مراسم آقای وفایی، مدیرکل میراث فرهنگی استان کرمان، سخنانی ایراد کردو ضمن تمجید از فعالیت های آقای نکویی و گروه «مهروطن»، گفت: شما که امروز اینجا برای افتتاح این دفتر دور هم جمع شده اید، همه از عاشقان فرهنگ و تاریخ کرمان هستید و من خیلی خوشحال هستم که در جمع شما حضور دارم. درود بر آقای نکویی و گروهشان که قصد دارند یادگاری که از نیاکان ما برجای مانده است را زنده نگه دارند و آن گوشه هایی که فراموش شده است را احیا کنند.این حرکت و این قصد، قابل ستایش است و بنده اطمینان دارم که در آینده، تاریخ از آقای نکویی و گروهش به نیکی یاد خواهد کرد.
بهترین راه مبارزه با تهاجم فرهنگی
وی در ادامه سخنانش به نقش مهم چنین فعالیت هایی در مقابله با تهاجم فرهنگی اشاره کرد و گفت: چنین فعالیت های فرهنگی می تواند مصداق بارز مبارزه با تهاجم فرهنگی محسوب شود و رسانه ها و هنرمندان که هر کدام یک رسانه هستند- باید در این زمینه فعالیت کنند و در حمایت از چنین گروههایی تمام توان خود را به کار گیرند. باید نغمه ها و گویش های کرمانی حفظ شود، زیرا پاسداری از این میراث، ما را از گزند تهاجم فرهنگی در امان می دارد. باید به عقبه ی خودمان توجه و در آن پژوهش کنیم تا به هویت خودمان آگاه شویم و این تنها راه است.
درود بر همت سترگ آقای نکویی
وفایی در انتهای سخنانش به اجراهای موفق گروه های تحت مدیریت مسعود نکویی اشاره کرد و گفت: من بسیاری از این اجراها را دیده ام و همواره به همت سترگ این جوان آینده دار درود فرستاده ام و خواهم فرستاد.به سهم خودم و با استفاده از این تریبون از همه ی شما عاشقان فرهنگ کرمانی تقدیر می کنم و به شما خسته نباشید می گویم و از طرف سازمان میراث فرهنگی اعلام می کنم که حمایت از شما هنرمندان دلسوزِ فرهنگ و گویش کرمانی از وظایف این سازمان است. فعالیت های شما دقیقا در حوزه فعالیت ماست و شما همکار ما محسوب می شوید. امیدوارم که استان های دیگر نیز از ایده های شما استفاده کنند تا فرهنگ ایرانی زنده بماند. به شما نیز پیشنهاد می کنم که در کل استان کرمان فعالیت خود را گسترش دهید و محدود به شهر کرمان نباشید، زیرا اینگونه می توانید با فرهنگ همه استان آشنا شوید.
این مکان متعلق به همه کرمانیان دلسوز است
مسعود نکویی نیز در ادامه ی این مراسم ضمن تشکر از سازمان میراث فرهنگی، گفت: این مرکز که امروز افتتاح شده است متعلق به همه ی پژوهشگران و مردم دوستدار فرهنگ و گویش کرمانی است و منحصر به یک فرد یا گروه خاصی نیست. از همه مردم کرمان و متخصصان در زمینه ی تاریخ و فرهنگ کرمان دعوت می کنیم که در این زمینه به ما یاری رسانند تا بتوانیم برای زنده نگه داشتن گویش و نغمه های کرمانی کاری انجام دهیم. این مکان را سازمان میراث فرهنگی در اختیار ما قرار داده است که از ایشان متشکریم. لازم به ذکر است که تمامی تجهیزاتی که در این دفتر وجود دارد با هزینه ی شخصی خریداری شده است و این حرکت یک اتفاق شخصی است. در این مکان گرد هم جمع خواهیم آمد تا برخی از زوایای فراموش شده ی فرهنگ و تاریخ استان کرمان را احیا کنیم و از همه کرمانیان در این زمینه دعوت به همکاری می کنیم. از آقای هرندی نیز تشکر می کنیم که نهایت همکاری را برای تخصیص این مکان با ما داشتند.
در پایان این مراسم، آقای وفایی روبان افتتاح مرکز نغمه ها و گویش های کرمانی را چید و این مرکز به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

لینک خبر کرمان امروز : مهروطن پاس دار نغمه ها و گویش های کرمانی در وب سایت روزنامه کرمان امروز

ایسنا : افتتاح مرکز نغمه‌ها و گویش‌های محلی استان کرمان

مرکز نغمه‌ها و گویش‌های محلی کرمان صبح امروز (دوشنبه ۲ آذرماه) با حضور مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و جمعی از هنرمندان کرمانی در محل باغ موزه هرندی افتتاح شد.

ایسنا : افتتاح مرکز نغمه‌ها و گویش‌های محلی استان کرمان

ایسنا : افتتاح مرکز نغمه‌ها و گویش‌های محلی استان کرمان

 

ادامه مطلب …

خبرگزاری نای پخ پخو برای کودکان منتشر می شود

خبرگزاری نای پخ پخو برای کودکان منتشر می شود

خبرگزاری نای پخ پخو برای کودکان منتشر می شود

خبرگزاری نای پخ پخو برای کودکان منتشر می شود

کتاب پارتیتور دو زبانه موسیقی کودک با عنوان«پخ پخو» با تالیف، گردآوری و آهنگسازی مسعود نکویی ۱۰ مهر در کرمان رونمایی می شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران(نای)، این کتاب پارتیتور در سه بخش«تکنوازی»، «ارکسترال» و «آواز گروهی کودک و نوجوان» طراحی شده که برگرفته از ترانه ها و بازیهای کودکانه ایران است.

ترانه ها و بازیهای این مجموعه توسط مسعود نکویی گردآوری شده و طی مراحلی کار آوا نویسی و آهنگسازی بر روی آنها صورت گرفته است.

مسعود نکویی در مقدمه این کتاب آورده است: این مجموعه تلاش و خدمتی ناچیز در جهت شناساندن چند بازی کودکانه کرمانی است تا از سرعت فراموشی آنها کاسته شود و شاید دوباره به چرخه بازی های کودکانه ایرانی بازگردند. این آثار برای دو بخش کودکانه و یک بخش برای صدای باریتن(بازی گردان) نگاشته شده است و به صورت آکاپلا می باشد.

مولف و گرد آوردنده کتاب«پخ پخو» در ادامه آورده است: بی شک این آلبوم نخستین آثار آکاپلای پلی فنیک کودکانه با صدای کودک در ایران هستند که توسط کودکان کرمانی خوانده و ضبط گردیده است و توسط گروه کر کودکان نسل مهر آماده اجرا می باشد. بسیاری از مطالب و اشعار این مجموعه برگرفته از کتاب فرهنگ عامیانه کرمان به کوشش آقای لریمر می باشد که در سال ۱۹۴۰ میلادی منتشر گردیده است.

این قطعات در مراسم رونمایی کتاب به همراه حرکات نمایشی و بازیهای آن توسط گروه موسیقی ۵۲ نفره نسل مهر اجرا خواهد شد.

مصاحبه روزنامه کرمان امروز با مسعود نکویی

به نقل از وب سایت روزنامه کرمان امروز :

مصاحبه روزنامه کرمان امروز با مسعود نکویی

مصاحبه روزنامه کرمان امروز با مسعود نکویی

مسعود نکویی، آهنگساز موفق کرمانی در گفتگو با «کرمان امروز» به بهانه اجرای «اَکتاپلا»:

احساس می کنم که شالباف زمانه ی خودم هستم!

داستان قیام شالبافان را بارها خواندم و بارها به حال اجداد مظلومم گریستم

دکتر به من گفته بود که اگر کار نا تمامی داری هرچه سریع تر به آن بپرداز چون ممکن است مرگ به سراغت بیاید. سه ماه در خانه بستری بودم و فقط به این فکر می کردم که چه کار ناتمامی دارم. دوست داشتم در مقام یک مصرف کننده از این دنیا نروم و در تاریخ نوشته شود که من خدمتی به انجام رسانده ام

گفتگو و عکس:
محمد فتح نجات

اشاره:
اگر امروز بعد از گذشت چندصد سال به این نتیجه رسیده ایم که حکیم ابولقاسم فردوسی زبان فارسی را زنده نگاه داشته است، بنده مطمئن هستم که چند دهه دیگر متوجه خواهیم شد که لهجه کرمانی را مسعود نکویی احیا کرد. شاید این جمله به مذاق بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران کرمانی -که سالها موی خود را در این زمینه سپید کرده اند- خوش نباشد، افرادی همچون پدر خودم که سالها وقت و عمر خود را صرف زنده نگه داشتن گویش و لهجه ی کرمانی از طریق احیای ضرب المثل های کرمانی کرده است. اما مسعود نکویی نه یک پژوهشگر لهجه شناس است و نه یک ادیب توانمند، او یک آهنگساز دلسوز است که قلبش برای این استان می تپد. خنیاگری با لهجه ی کرمانی و رهبری یک ارکستر که با گویش شیرین کرمانی می خواند شاید در شروع برای مردم کرمان که از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند کاری بی نتیجه به نظر می رسید، اما امروز مسعود نکویی با همین اقدام خود توانسته است لهجه ی کرمانی را در کل دنیا به گوش هنردوستان برساند. بله!گروه «مهروطن» به رهبری مسعود نکویی عزیز در بسیاری از کشورهای دنیا با گویش و لهجه ی کرمانی آهنگ های نابی را به گوش مردم جهان رسانده است.امروز بزرگان موسیقی جهان، نکویی را می شناسند و به غیر از موسیقی ایرانی، امروز از موسیقی کرمانی سخن به میان می آورند و این یعنی افتخار!  حال ما از منتقدان این حرکت که چند سال پیش این کار را بیهوده می دانستند، دعوت می کنیم که ببینند آیا امروز با این همه افتخار آیا انتقاداتشان به جا بوده است!؟  آیا وقت آن نرسیده است که دیگر آن عدم اعتماد به نفس که بعد از حمله ی آقامحمدخان قاجار اتفاق افتاد را فراموش کنیم!؟  آیا بهتر نیست که در مجامع کشوری و جهانی از لهجه ی شیرین کرمانی استفاده کنیم و از لهجه های مضحک و دورگه ی ساختگی اجتناب کنیم!؟ این همه را گفتم که شاید بخشی ازشهامت مسعود نکویی را نشان داده باشم. بنده به احترام این جوان آینده دار و فهیم کرمانی که آبروی موسیقی کرمان در جهان است، می ایستم و تمام قد او را ستایش می کنم.
این آهنگسازجوان متولد ۱۳۵۶در شهر کرمان است که در حال تحصیل در رشته ی DBA در مقطع دکتراست و امروز به سراغ موضوعی رفته است که نماد مظلومیت مردم کرمان است؛ شالبافی و قیام شالبافها!  تنها یک کرمانی اصیل که قلبش برای شهرش می تپد می تواند درک کند که شالبافی چه بوده است و شالباف ها چه افراد مظلومی بوده اند.نکویی به سراغ نکته ای تاریخی رفته است که ریشه ی عدم اعتماد به نفس کرمانی ها در آن است. درخت خشکیده ی جسارت مردم کرمان،حدود دویست سال پیش در زیر تپه های چشم های در آورده شده مدفون شد و امروز این نابغه ی جوان قصد دارد که این قبر را بشکافد و در یک نمایش موزیکال، به گفته ی خودش «اَکتاپِلا» قیام مظلوم ترین مردم تاریخ یعنی «شالبافهای کرمانی» را از تاریخ یکم تا پانزدهم شهریورماه روی صحنه ببرد. همین اتفاق بدیع ما را بر آن داشت تا با وی به گفتگو بنشینیم.
چندی پیش،مسعود نکویی با ظاهری ساده و به دور از هرگونه غرور به دفتر کرمان امروز آمد و مهمان ما شد و دفتر نشریه کرمان امروز افتخار میزبانی از یک نابغه را در کارنامه ی خود ثبت کرد. بخشی از متن گفتگوی یک ساعته ی ما با این عزیز هنرمند را در ادامه می توانید بخوانید.
آقای نکویی! «اَکتاپِلا» یعنی چه؟
بگذارید با توضیحاتی درباره ی «آکاپلا» بحث را آغاز کنم. آکاپلا یعنی سبکی از موسیقی که در آن به جای ساز از حنجره ی خوانندگان استفاده می شود و هر خواننده ی کُر یک صدا را بر عهده دارد که در گذشته از این دست اجراها بسیار داشته ایم. در این سبک بسیار سعی کردیم که شعر و کلماتی که از آن استفاده می شود خاص باشد و یکی از دلایل خاص و شناس بودن گروه «مهروطن» نیز همین است. تا امروز با سبکهایی که شناخته شده است اجرا کردیم، اما امروز به نقطه ای رسیده ایم که نیاز به یک نوآوری احساس می شود و ما سعی داریم که این بار حرکات را با موسیقی تلفیق کنیم. امروز قرار است رقص مدرن را با موسیقی مخلوط کنیم و این کار سختی بود، زیرا خوانندگان ما از انعطاف بدنی لازم برخوردار نیستند و بالرین ها نیز صدای مناسبی ندارند. بنابراین یک تلفیق اتفاق افتاد، یعنی «آکاپلا» با «اَکت(بازیگری)» مخلوط شد و «اَکتاپلا(actapella)» پدید آمد.
چرا از یک واژه ی فارسی و یا کرمانی استفاده نکردید؟
این واژه اختراع خودمان است و در عین حالی که معنی این کلمه برای همه مردم دنیا قابل فهم است، در هیچ کشوری از این واژه تا به حال استفاده نشده است. اما در باره ی فارسی نبودن آن باید بگویم که این اجرا قرار است نوعی سفیر فرهنگی برای کرمان در کل دنیا باشد، پس چه بهتر که همه دنیا این کلمه را درک کند و نیازی به ترجمه نباشد.
از داستان قیام شالباف ها چقدر می دانید و چگونه با این داستان آشنا شدید؟
در کتاب های مرحوم دکتر باستانی پاریزی به قیام شالباف ها اشاره شده است و در اکثر کتاب های تاریخ کرمان این اتفاق نقل شده است. اما چندی پیش کتاب آقای مجید نیکپور با عنوان «قیام شالبافان کرمان» را خواندم و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و روزها گریستم. کلیات ادیب قاسم کرمانی را نیز مطالعه کردم و این داستان سوزناک را با جان و دل درک کردم.
چکیده ای ازاین داستان را برای خوانندگان «کرمان امروز»بازگو کنید!
حدود هزار سال پیش شالبافها در کرمان فعالیت داشتند و محصولی را با کرک بُز تهیه می کردند و این صنعت ادامه داشت تا زمانی که آقامحمدخان به کرمان حمله کرد. زمانی که آن فاجعه اتفاق افتاد، مردم کرمان دیگر قادر به انجام کارهای پردرآمد و پرتحرک نبودند و تنها می توانستند کارهای ظریف که نیاز به کارگاه های بزرگ ندارد را انجام دهند. مردم حادثه دیده و مالباخته ی کرمان در پستوی خانه از کرک بُز شال بافتند و به جهان صادر کردند. این شالها چنان طرفدار پیدا کرد و آنقدر محبوب شد که کم کم تهدید و رقیبی برای شال کشمیر -که از ابریشم بافته می شد-به حساب آمد.  جالب اینجا بود که قبل از قیام، حدود ۷۰درصد از مردم کرمان شالباف بودند و خودشان هم نمی دانستند چون تقریبا مخفی کار می کردند. اکثر این افراد در حدود ۳۰سالگی از عفونت ریه به دلیل تنفس کرک بُز می مردند و این حقیقت تلخی بود. به این افراد «خلوش» می گفتند. خلوش یعنی شالباف و جمع خلاویش برای آنها استفاده می شد. از بس که این افراد بدبخت و مظلوم بودند امروز نیز به چنین افرادی خلوش گفته می شود.
در یک مقاله خواندم که «ادوارد براون» در کتابش می نویسد که «من هرگز شال کرمان را نمی خرم، زیرا با خون مردم و بچه های کرمانی ساخته شده است وتاروپودآن  بارشته ی حیات آن بیچارگان بافته شده است».اینها به خوبی گویای این واقعیت تلخ تاریخی است.توصیه می کنم که خوانندگان «کرمان امروز»کتاب آقای نیکپور را حتما بخوانند و از این مظلومیت اجدادمان آگاه شوند.
چرا قیام شالبافان را برای اجرا انتخاب کردید؟
اصلا این داستان مد نظر نبود و قرار بر این بود که ما اَکتاپلا را با داستان «قیام یک ژاپنی» اجرا کنیم. اما روزی در نرم افزار «واتسآپ» مقاله ای از آقای نیکپور دیدم و با داستان قیام شالبافان بیشتر آشنا شدم. فورا با آقای قلی پور تماس گرفتم و گفتم: «طرح قبلی تعطیل و از صفر قیام شالبافان را تمرین می کنیم» ناگهان همه چیز تغییر کرد و اَکتاپلا مثل خودم درگیر این قیام مظلومانه شد. خلاصه کتاب خارستان را گذاشتیم وسط و از الف شروع به تمرین کردیم.
شما همواره موضوعات و کلمات کرمانی را در اولویت قرار می دهید، چرا؟
دوست ندارم دلیل این موضوع را شفاف بگویم، چون یقینا بعضی ها ممکن است بگویند قصد ریا دارد. اما شاید این خاطره جواب شما را بدهد؛ روزی در یکی از جشنواره های خارج از کرمان با یک آهنگساز غیر کرمانی هم صحبت شدم که از کارهای من لذت برده بود و تعریف می کرد. از او پرسیدم خب چرا تو هم از فرهنگ و گویش استان خودت بهره نمی بری!؟ در جواب گفت: نگاه به خودت نکن که در استانی با چند هزار سال تمدن و تاریخ زندگی می کنی، من تاریخ استانم به چند صد سال هم نمی رسد.
فکر می کنم اگر شخصی عقل سالمی داشته باشد، می تواند با همین جمله تا آخر عمر کیفور شود و همین یک دلیل برای سالها فعالیت و از خود گذشتگی با درون مایه فرهنگ و لهجه کرمانی کافی است. من شالبافها را تحسین می کنم و در این کار جدید احساس می کنم که من هم یک شالباف هستم و در دنیای موسیقی من هم در حال بافتن شال خودم هستم و همین الگو، کار من را جهانی خواهد کرد و این فرهنگ غنی کرمان است که به کارمعیار می دهد.
جالب است بدانید که بیشترین فروش آثار من در سایت رسمی ام متعلق به استان ها و کشورهای دیگر است، این نشان می دهد که موسیقی بهترین سفیر فرهنگی است و می تواند به خوبی فرهنگ و گویش کرمانی را در تمام کشور و دنیا گسترش دهد.
آیا در این کار نیز از لهجه ی شیرین کرمانی استفاده کرده اید؟
بله! چندین قطعه از کارهای ما که با لهجه ی کرمانی ساخته شده است در این کار نیز مورد استفاده قرار می گیرد.در این اجرا از اشعار حکیم ادیب قاسم کرمانی استفاده شده است. کتاب کلیات این نویسنده واقعا فوق العاده است، توصیه می کنم که حتما بخوانید.
در چند جمله کوتاه بگویید که چرا باید به تماشای «اَکتاپلا»ی شما بنشینیم؟
اگر من از مجریان این اجرا نبودم حتما به عنوان یک شهروند کرمانی این اجرا را از دست نمی دادم به این دلیل که برای اولین بار است رقص مدرن با فرهنگ و تاریخ غنی کرمان پیوند می خورد و این اثر در تاریخ خواهد ماند. من مطمئنم که دیدن اَکتاپلا حسی را به تماشاچی القا خواهد کرد که تا به حال تجربه نکرده است، هم طعم متفاوت است و هم رنگ و صدا.  لحظاتی در این اجرا وجود دارد که اصلا شنونده و بیننده انتظار دیدن آن را ندارد. طراح حرکات این کار آقای پوریا قلی پور است و آهنگ ساز بنده هستم.
به نظر بنده شما اولین آهنگ ساز کرمانی هستید که با شهامتی خاص توانستید با استفاده از لهجه ی کرمانی آهنگ بسازید و موفق باشید. من افتخار می کنم به این لحظاتی که با شما هم صحبت هستم و امیدوارم تاریخ نویسان بتوانند ارزش کار شما را آنطور که باید در تاریخ کرمان ثبت کنند.اما سوالی که من از شما دارم این است؛ در حالی که بسیاری از همشهریان عزیز به اشتباه لهجه و گویش کرمانی شان را مخفی می کنند چه شد که شما به فکر آهنگ سازی با گویش کرمانی افتادید؟
این داستان بسیار طولانی است و من مجبور هستم کوتاه بگویم. من موسیقی را با فرا گرفتن ساز پیانو،سرود و کُر چند صدایی آغاز کردم.حدود سال ۸۶ بود که به فکر خلق اثری متفاوت افتادم و در کنار این اتفاق در فکر یک خدمت به استان کرمان بودم. می خواستم از موسیقی در راه خدمت به کرمان استفاده کنم.
بگذارید اندکی به گذشته برگردم و از همان سال ۸۶ برایتان بگویم. در آن سال غده ای سرطانی در پایم ظاهر شده بود که مجبور شدم طی یک عمل جراحی آن را خارج کنم. زحمت این عمل بی نقص را دکتر یوسفی کشید. آقای یوسفی به من گفت که اگر تا ده سال دیگر این غده تکرار نشد، زنده خواهی ماند، اما اگر دوباره مشاهده شود، وقت زیادی نخواهی داشت.دکتر به من گفته بود که اگر کار نا تمامی داری هرچه سریع تر به آن بپرداز چون ممکن است مرگ به سراغت بیاید. سه ماه در خانه بستری بودم و فقط به این فکر می کردم که چه کار ناتمامی دارم. دوست داشتم در مقام یک مصرف کننده از این دنیا نروم و در تاریخ نوشته شود که من خدمتی به انجام رسانده ام . به جز موسیقی هنر دیگری نداشتم و به ذهنم رسید که به لهجه ی شیرین کرمانی خدمت کنم و سعی کنم بیشتر دیده شود. اشعاری را خودم سرودم و از شهریور سال۸۶ این کار را شروع کردم. به سراغ آکاپلا رفتم و گروه مناسبی برای آن تشکیل دادم. وقتی سال ۲۰۱۱ در کشور کره جنوبی لهجه ی کرمانی روی صحنه رفت و همه جهان به آن گوش داد، درخواست تکرار دوباره و سه باره ی آهنگ ها را داشتیم و این یعنی دنیا حرف ما را متوجه می شود. از بین ۴۸گروه ما رتبه ی پنجم را به دست آوردیم و این در حالی بود که از گروه ۱۲نفره ی ما تنها ۵نفر توانستند به کره جنوبی بیایند و ما پنج نفره اجرا کردیم. بعد از آن در کشورهای دیگری نیزاجراهایی داشتیم و رتبه های مطلوبی کسب کردیم.
چه تعداد اثر تا به حال ساخته و رهبری کرده اید؟
تا امروز حدود ۷۰ آهنگ به لهجه ی کرمانی تولید و حدود ۱۲ کتاب در زمینه موسیقی منتشر کرده ام و تا زمانی که کشور را از فرهنگ کرمانی اشباع نکنم از پای نمی نشینم.
وضعیت پا و بیماری تان امروز چگونه است؟
خوشبختانه امروز مشکلی ندارم و آنقدر عشق به کارم دارم که اصلا دیگر وقت فکر کردن به آن ندارم.
چه زمانی فهمیدید را که راه درستی رفته اید و موفق هستید؟
اینکه موفق هستم یا خیر را مردم باید بگویند. اما می دانم که این راه درست است. روزی متوجه درست بودن این راه شدم که یکی از اعضای گروهم داستانی تعریف کرد و گفت:«زمانی که داشتم قطعه مربوط به قالیبافها را تمرین می کردم متوجه شدم که از پشت درب اتاقم صدای گریه می آید، در را باز کردم و دیدم که مادرم در حال گریه و هق هق است». مادرش به او گفته بود که این آهنگ مرا به دوران ده سالگی ام که پای دار قالی کار می کردم برد و به خاطر دارم که چه مظلومانه قالیبافها جان می دادند. در این لحظه بود که من متوجه شدم راه را درست رفته ام.
چه پیامی برای فعالان عرصه موسیقی دارید؟
باید بگویم که موسیقی هدف نیست. اگر هدف تنها اجرای موسیقی باشد، نتیجه این می شود که ما عمله ی موسیقی می شویم و من مخالف این هستم که در موسیقی عملگی کنیم. نواختن ساز زمانی ارزش دارد که شما در آن خلاقیت به خرج دهید. اگر هدف مشخصی از موسیقی در ذهنمان نباشد خیلی کمتر از بردگی خواهد بود و با یک دستگاه بی روح و بی جان هیچ فرقی نخواهیم داشت.
حرف آخر مسعود نکویی با خوانندگان کرمان امروز چیست؟
گفته ها را گفتم و حرف آخری نمانده جز اینکه از «کرمان امروز» تشکر کنم از اینکه اینقدر به موقع اتفاقات فرهنگی را رصد می کند و در زمینه ی اطلاع رسانی از هیچ چیز دریغ نمی کند.
ما نیز بسیار خوشحالیم که امروز میزبان شما بودیم و امیدواریم که هر روز موفق تر از دیروز باشید.

نسیم-اجرای اکتاپلای قیام شالباف‌ها در تهران و کرمان

نسیم-اجرای اکتاپلای قیام شالباف‌ها در تهران و کرمان

به نقل از خبر گزاری نسیم : “اکتاپلای قیام شالبافها” اثر مشترک مسعود نکویی و پوریا قلی پور در کرمان و تهران به روی صحنه خواهد رفت

مسعود نکویی سرپرست گروه کر«مهر وطن»  ضمن اعلام این خبر به «نسیم» گفت: «اکتاپلای قیام شالبافها» ژانر ترکیبی آواز آکاپلای پلی فونیک و رقص مدرن است که در روزهای یکم تا پانزدهم شهریور در پلاتوی صنعتی کرمان و مهرماه در تهران به روی صحنه می رود.

وی در ادامه افزود: اجرای«اکتاپلای قیام شالبافها» با مشارکت گروه موسیقی«مهروطن» به سرپرستی خود من و گروه«تیاتربوتیاآل» به سرپرستی پوریا قلی پور تولید شده است. در واقع بخش آکاپلای این اثر توسط من نوشته شده و بخش نمایشی آن نیز توسط پوریا قلی پور طراحی شده است.

نکویی همچنین عنوان کرد: شالبافی در کرمان بیش از ۱۰۰۰سال قدمت دارد  و در دوران قاجار این صنعت به اوج خود رسید و شهره جهانی یافت و به کشورهای مختلف صادر می شد و حاصل دسترنج شالبافان گمنامی بود که از شدت کار در چاله شالبافی در سنین جوانی جان خود را از دست می دادند.

سرپرست گروه کر«مهر وطن» ادامه داد: شالبافها دو بار دست به قیام زدند و در قیام دوم حاکمیت کرمان را عوض کردند. «اکتاپلای قیام شالبافها» به پاسداشت جانفشانی های این کارگران گمنام تقدیم می شود.

Powered by Dragonballsuper Youtube Download animeshow