nekooei.com

متن مهبد مکی درمورد کارآواها و اجرای گروه آوازی مهروطن

بنام خدا

همخوانی زیبا وپرقدرت گروه موسیقی مهر وطن با بخش بندی دقیق گستره ی آوایی خوانندگان زن و مرد یعنی همانگونه که در یک کارگان موسیقی سمفونیک ، معمولا ۴ محدوده ی صوتی صدادهی دارند ، در جشنواره ی نغمه های کار و تلاش در تهران با بودن صحنه ای کوچک و نه چندان درخور انجام شد . افزون بر اینکه زحمات موسیقی پژوه بزرگ ایران استاد هوشنگ جاوید بود که با برپایی این برنامه ، مردم پایتخت و شهرهای پیرامون را با شوقی بسیار ، باز هم به دیدن و شنیدن دلگرم ساخت . گویی ویژگی مردمان سرزمین های خشک و سوزان این است که گاهی در هیچستان ، آن همه چیزی می شوند که رشک همگان را برمی انگیزند.

با مسعود نکویی هنرمند ارزنده ی کرمانی ، پیش از این و دورادور آشنا بودم . بی گمان ارزش ساختن و‌پرداختن چنین گروهی آنهم در نقطه ای که هرچند از دیدگاه فرهنگی و تاریخی بی نیاز ، لیک از دید داشتن همه ی بایسته های پولی و مادی همچنان در تنگناست ، بسیار مهم می نماید . این گروه کر ، که بدون داشتن سازی ، از همان کامل ترین ابزار موسیقی دنیا ، یعنی حنجره ی انسان بهره می گیرد ، با تمریناتی بسیار زمان بر و سخت که پیداست ، هنرمندانی پرتوان و صبور اگر در آن نبودند بدین رتبه از قدرت موسیقایی نمی رسید توانسته در چندین برنامه ی برون مرزی نیز همراه با نمایاندن توان موسیقایی ایران و بویژه ناحیت کرمان ، دریچه ی کنجکاوی برخی موسیقی پژوهان دنیا را به روی هم ، شکافتن لایه های پنهان توانایی موسیقی دانان کشورمان و هم بررسی شایدهایی از موسیقی نواحی آنهم در مناطقی که هنوز به گونه ی جدی در دید هیجانی و پرسش برانگیز موسیقی پژوهان قومی قرار نگرفته اند باز کند ! سرپرست گروه که خود با ساز پیانو و قوانین و جزئیات موسیقی جهانی آشناست ، با رویکرد به شیوه ی آکاپِلا (واژه ی ایتالیایی) ، همان سبک آوازی دوره های وسطی و رنسانس ، با زنده ساختن شیوه ه ای که براستی سختی ویژه ای در تمرین ها داشته و دارد ، هم اکنون هنرمندان زبده ای را بار آورده که هم خواننده و هم نوازنده ی اجرای خویشند  با دیدن و شنیدن هر اجرای گروه کر مهر وطن ، گاهی دوران تاریک و سرد وسطی و کلیسای ناجالب و‌ ستمکار آن روزگار و گاهی آغاز دوره ی رنسانس و نوزایی و روشنی به یادم آمد … بهره گیری از تیونر (نت سنج) پیش از هر آهنگ تازه برای قرارگرفتن آوای گروه در جایگاه نت اصلی و آغازین بُرش بسیار پسندیده بود . باید گفت این گروه خواسته و ناخواسته سه هدف راستین را به نمایش می گذارد ؛

۱ همخوانی و همنوازی بدون ساز و همزمان با قدرتمندترین سازها !
۲نمایاندن و‌نشان دادن آیین ها و فرهنگ کرمانی ، از فراهم ساختن خوراک و دارو و کلان فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها ، از رفت و آمد و زناشویی و… (که در این بخش نیز بازی بدن همخوانان بسیار در درک جریان کارساز بود)
۳ جا دادن و گنجاندن موسیقی کرال با تمام سنجه های آن مانند : کنترپوآن در کارگان آوایی محلی ایران و به گونه ی ویژه کرمان
۴ شناساندن گویش زیبای کرمانی

 

اجرای گروه آوازی مهروطن در جشنواره نغمه های کار و تلاش

که درباب گزینه ی پایانی ، برداشت بنده بدینگونه بود که گویش تا اندازه ای ناشناخته ی کرمانی (که هنوز برای بسیاری از مردم ناشنیده مانده) به همراه آوای آهنگین کُر ،. خود نیز به سازی دیگر ، دیگرگشت شده بود !
دو جُنگ انتشاریافته ی گروه : اتلک و مفشو که یکی موسیقی بازی های کودکان کویر و کرمان است ، از کمیاب ترین نمونه های موسیقی های بازی و‌کودکان در دنیاست .
در بخش هایی از بُرش ها آواهایی طبیعی همچون خنده ی کودکان به گوش می رسد که تنظیم آن برای مجریان آن دشوار و بیگمان برای شنونده و بیننده آسان و زیباست. شنیدن این نمونه از موسیقی برای یک شنونده ی هنردوست کرمانی که خود در مرکز استان زیست می کند و‌کمتر به شهرهای پیرامونی سفر کرده نیز به گونه ای دوست داشتنی است ، چه آنگاه که گویش اجرا از جنوب استان و هم مرز با استان همسایه ، هرمزگان است ، خود پیچیدگی دیگری را به موسیقی می خورانَد. بدینگونه است که اینگونه هنرمندان ، بعدها در پرداختن به تمام اجزا و شاخه های موسیقی از دیگر نوآموزان خبره تر و آبدیده تر هستند

 

نکته ای که بسیار ذهنم را درگیر ساخته ، جای خالیِ اجرایی از این دست در بیابان لوت است که با درهم آمیزی غربت غریب بیابانی و ریخت رؤیایی این گونه از نغمه پردازی ، می تواند پرتویی بسیار فراموش ناشدنی بر گروه و شنوندگان داشته باشد . چه که با توجه به جغرافیای مناطق بیابانی و آکوستیک ویژه و آوادهی چندگانه ی بیابان و‌ زیرکی ویژه و محتومی که در حرکت آوایی این موسیقی است ، یک بازی شیرین آوازی با بادهای بازیگوش و آواهای مرموز شب کویر ، ساخته می گردد که تا برپا نشدن آن در جایی که پنداشتم و ‌گفتم ، به آسانی و به گونه ی دانشی گفتنی نیست ! مسعود نکویی خود فرزند بیابان لوت است ، غمی پنهان در ژرفای چهره اش بود که شاید همه ی کودکی ، تنهایی ، لوت، کاروانسراهایی که یا پرند از مسافر یا بسیار شب ها در سکوتی هولناک ، تشنگی ها وسراب هایی که در کودکی خود بسیار دیده ، اکنون در رهبریِ گروهی از هم استانی های هنرمندش که همگی به سان بسیاری از کویر نشینان که با اندک امکانات و نبودن ها، بسیار بودن ها را هستی می بخشند ، با اشک های پنهانی ، به یاد می آوَرَد. …

 

من نمی دانم خیالم یا غبار حیرتم  چون سراب از دور چیزی اعتبارم کرده اند … بیدل دهلوی

موسیقی پژوه اقوام و کارشناس رسانه ی ملی

مهبد مکّی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

Powered by Dragonballsuper Youtube Download animeshow