مسعود نکویی رتبه اول آهنگسازی نغمه های جشنواره ملی کیش را کسب کرد

مسعود نکویی رتبه اول آهنگسازی نغمه های جشنواره ملی کیش را کسب کرد

جمعه شب ۱۲ بهمن ۱۳۹۷ در مراسم اختتامیه مسعود نکویی بعنوان رتبه اول آهنگسازی نغمه های جشنواره ملی کیش معرفی شد. مسعود نکویی پس از دریافت تندیس و لوح جشنواره گفت: رسالت بنده و گروه مهروطن احیای اصالت و روایت هویت ایرانی به شیوه آکاپلای پلی فنیک و آثار کرال و آوازی است. تا بحال حدود ۴۰۰ قطعه در این حوزه تولید نمودیم و امیدواریم که بتوانیم در آینده آثار بدیعی بیافرینیم.

دواران این جشنواره آقایان اردشیر کامکار، داریوش پیرنیاکان، دکتر حقگو ، بهداد بابایی و تنی چند از کارشناسان حوزه موسیقی بودند که در خصوص آثار برگزیده مسعود نکویی چنین گفتند:

استاد داریوش پیرنیاکان: اثر لالایی مسعود نکویی بسیار قابل توجه و بدیع و با تنظیم قوی است و مرا به یاد لالاییهای سراسر ایران می اندازد چون احساسات مادرانه ایرانیها مشترک و جذاب است.

رتبه اول آهنگسازی نغمه های جشنواره ملی کیش

رتبه اول آهنگسازی نغمه های جشنواره ملی کیش

دکتر حقگو: تحریرها و تنظیم و حرکات خطوط مکمل این اثر بسیار بجا و دقیق و منطبق بر موسیقی نواحی ایران است و تا بحال چنین تنظیم آکاپلای محلی در ایران مشاهده نکردم و این اثر فوق العاده ساخته و تنظیم شده و بسیار تاثیر گذار است.

وقتی در هیات داوران به آثار مسعود نکویی رسیدیم و آنها را شنیدیم تصمیم گرفتیم چند بار دیگر هم بشنویم تا لذت بیشتری ببریم.

نوید دهقان: آهنگسازی و تنظیم اثر جنوبی خدای ناخدا فراتر از انتظار و بسیار شنیدنی است. در واقع باید به حس و حال آهنگساز در حین تصنیف و تنظیم آن بنگریم که در چه احساساتی چنین قطعه خاصی ساخته است.

در ظاهر این قطعه از حرکات پیچیده خبری نیست اما با همین نتهای به ظاهر ساده تنظیمی می شنویم که ما را مسحور خود می کند و به دنیایی دیگر می برد.معمولا در طول عمر یک آهنگساز کمتر چنین اتفاق مقدسی رخ می دهد تا بتواند چنین اثری تولید کند.

تندیس های مسعود نکویی در جشنواره ملی موسیقی کیش

تندیس های مسعود نکویی در جشنواره ملی موسیقی کیش

در مراسم اختتامیه منتخب لالایی های ایران بصورت پرفرمنس به اجرا درآمد که در بخش میانی آن اثر لالایی مسعود نکویی نیز چشم نوازی می نمود.
در سالهای اخیر آهنگهای مسعود نکویی در فستیوالهای معتبر داخلی و خارجی حائز رتبه های برتر شدند که اکثر این قطعات با گویش کرمانی و با تنظیم کرال آکاپلای پلی فنیک بوده است.

nekooei.com

جستاری در مبانی آهنگسازی در آثار آوازی ایرانی – به قلم مسعود نکویی

جستاری در مبانی آهنگسازی در آثار آوازی ایرانی – به قلم مسعود نکویی

در روزگاری که نگارش موسیقی به شیوه ایقاعی و ادواری در حال جایگزین شدن با شیوه های سیلابیک متداول در موسیقی غرب  و تعدیل هجاها به شیوه متقارن سازی است، چالش بزرگی موسیقی آوازی ایرانی و خصوصا موسیقی محلی را تهدید می کند که نشانه های آن در موسیقی کرال آکاپلا و اپرایی فارسی و انواع تصنیفها نیز مشاهده می شود که به مفاهیم و ساختار ادبیات و گویشها و لهجه های اشعار ایرانی محلی نیز آسیب رسانده است.

در طی تاریخ تا پیش از قرن بیستم، بدلایل گوناگونی ادبیات و هنرهای تجسمی در روندهای اجتماعی و هنری پیشرو بودند و موسیقی به موازات و یا به پیروی آنها حرکت می نموده است و این پیروی را می توان در تصنیف آهنگهای باکلام تمام دورانهای موسیقی مشاهده نمود و حفظ ساختار ادبیات کلام، اولویت اول آهنگسازان بوده است.

در ایران به دلیل پیشینه سترگ ادبیات ایران و رساله های مکتوب در این خصوص نیز تا پیش از دو دهه گذشته این توجه همچنان وجود داشته و آهنگسازان خود را ملزم به رعایت هجاوندی شعری و ادبیاتی می نمودند. داستان شکستهای هجایی و وزنی و تغییرات کششها عمدتا از آنجا آغاز شد که موزیسینهای ایرانی در بخشهای موسیقی کودک و نوجوان و آهنگهای با سبک اپرا و اُپِرِت ایرانی و قالب بندی آهنگهای غربی با ترانه ها و اشعار فارسی بدون توجه به ساختار ادبیاتی آن روی آوردند. در موسیقی کودک ایران (به تقلید کورکورانه موسیقی کودک در غرب) ملودیهای مجار و آلمانی و اتریشی و رومانی با متنهای ضعیف و بی مفهوم و هجاهای اشتباه فارسی به کودکان دهه های گذشته آموزش داده شد و برخی از همان کودکان اینک آهنگسازان امروز هستند و با این آموزش غیر اصولی، به خود اجازه می دهند تا همین روش اشتباه را پی بگیرند و بجای خلق ایده ها و ملودیها و تم های ایرانی، به دنبال ملودیهای غربی بگردند و آنها را با قالب بندی متنهای ضعیف به زبان فارسی تولید کنند و این خطای بزرگ را با تنظیم کلاسیک غربی آذین کنند و واضح است که این آثار، ایرانی صدا نخواهند داد!

از طرفی شیوه های اعتراض گونه گفت آواز نیز در دهه های اخیر دیدگاهها را نسبت به ادبیات کلامی تغییر داد و بعنوان لهجه و گویشی جدید و امروزی، بر اساس کلام آکسان دار با کششها و تقطیع غربی، بخش زیادی از نوجوانان و جوانان را به خود جذب نمود و این تاثیر را می توان در آثار جدید جوانان ایرانی مشاهده نمود که کاملا با ساختار ادواری و ایقاعی ادبیات ایران متفاوت است.

با تمام احترامی که به آثار اپرایی و کودک آهنگسازان ایرانی که در جایگاه ارزشمندی قرار دارند، اکثر آنها نیز با شیوه های سیلابیک و غربی تصنیف شده اند و شعر ایرانی در آنها گویای گویشها و لهجه های ایرانی و حتی بیانگر ادبیات معیار ایران نیستند و بیشتر به تقلید از سبک اپرا در ساختار موسیقی و هجایی غربی آن هستند زیرا خاستگاه اپرا غرب است و این تاثیر، آهنگسازان ایرانی را به تبعیت واداشته است. البته اپرای عروسکی مولانا و نمونه های آن در خصوص ادبیات و موسیقی ایرانی در سطح بالایی قرار دارد و نمونه ارزشمندی برای اپرای ایرانی هستند وعلی رغم استفاده از سازهای ارکستر سمفونیک در این اثر، آواز ایرانی با رنگ و عطر خود ارائه شده است.

این گفتار به هدف  ریشه یابی و شناخت عوامل این چالش تدوین شده تا آهنگسازان جوان با آشنایی با این رویکرد از لطمه به زبان آوازی ایرانی جلوگیری نمایند.

 

آهنگسازی موسیقی باکلام فارسی:

آهنگسازی بر روی متون مسجع و اشعار و ترانه های فارسی و محلی در دو بخش اصلی بررسی شده است:

  1. آفرینش ملودی بر روی شعر فارسی با رعایت اتاتین و افاعیل ادبیات فارسی
  2. تنظیم پلی فنیک (چند بخشی) آثار شعری مبتنی برهجاوندی زبان و گویش معیار ایرانی در خطوط اصلی و کمکی

 

از گونه های مختلف آهنگسازی بر روی اشعار ایرانی که در معرض آسیب از تغییر تاکید هجاها هستند می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. آهنگسازی بر روی شعر
  2. سرایش شعر بر روی ملودی ساخته شده
  3. سراینده شعر و آهنگساز یک نفر باشد
  4. شاعر و آهنگساز در یک تعامل دو طرفه و با هماهنگی ادبیاتی-موسیقایی به خلق اثر مورد نظر دست یابند

 

آهنگسازی بر روی شعر فارسی در آوازهای گروهی (کرال آکاپلا پلی فنیک):

  1. هجاوندی صحیح شعر فارسی در بخش ملودیک و آوازی (شانتره)
  2. تقسیم آواهای درست در خطوط آوازی مکمل (وکالیزها)
  3. دقت در طراحی مفهومی ایمیتاسیونها(تقلیدها) و کانُنها
  4. آکسان گذاری اصولی موتیفهای آوازی
  5. استفاده درست از مصوتها در ترکیب با صامتها در اکمپانیمانهای (همراهی کننده) مکمل بخشهای شعری در قطعات آکاپلا و وُکاپلا
  6. توجه به تحریرها و کششهای گفتاری کلمات فارسی
  7. حالتهای درونی و بیرونی و حالتهای کاراکتریستیک(شخصیت) جملات آوازی
  8. توجه به حالات اخباری، پرسشی،ندایی، امری، تعجبی و …
  9. دقت در علائم نفس گیری و چیدمان سکوت بر اساس موتیفها و فرازهای آوازی
  10. شیوه استفاده تحریرها و غلتها و تکیه ها و اشاره ها و گزشها و سایر تکنیکهای آوازی در ساختار موسیقی آوازی
  11. رعایت تمامی موارد فوق در لهجه ها و گویشها و لهجه های ایرانی به تناسب گویش معیار فارسی: ساختار لهجه ها و گویشها علاوه بر کلمات خاص دارای کششها و مصوتها و ضرب آهنگ و خاستگاه گفتاری متفاوت هستند که علی رغم کلمات مشترک با زبان معیار به شیوه متفاوتی بیان می شوند و این تفاوت در فراز و فرودهای جمله بندی موسیقی نمود پیدا می کند.

از آنجا که ریتم و کشش نتها مهمترین عامل مشترک شعر موسیقی هستند می توان از کشش نتها در مقایسه با هجاهای کوتاه، بلند، کشیده و کشیده تر بهره جست و با انتخاب و بکارگیری درست آنها هجاهای منطبق بر ادبیات شعر را بکار برد تا در مفهوم و گویش و لهجه آن تغییری ایجاد نشود.

آثار کرال ایرانی و خاستگاه کلام:

آثار کرال ایرانی که به دو شیوه آکاپلا و غیر آکاپلا تصنیف شده اند توسط چند گروه از آهنگسازان با دو دیدگاه متفاوت ساخته شدند.

آهنگسازان آثار کرال در ایران:

  1. فارغ التحصیلان رشته موسیقی: که آثارشان تحت تاثیر آموزش موسیقی کلاسیک و با همان شیوه ساخته و تنظیم شده اند و عمدتا ایرانی صدا نمی دهند و شبیه نسخه های ضعیفتر نمونه های آن در موسیقی کلاسیک غربی هستند و بیشتر برای ارائه کارهای پژوهشی و پایان نامه ای برای دانشگاههای غیر ایرانی مورد استفاده قرار می گیرند.
  2. اقلیتهای مذهبی ایرانی: از بهترین انواع موسیقی کرال ایرانی است که خاستگاه آن کلیسا و پیشینه عظیم آن در موسیقی کلاسیک است که در ایران با زبانهای ارمنی و … رواج دارد اما در خصوص زبان معیار فارسی و لهجه ها و گویشها علی رغم استفاده درست از ملودیهای غرب ایران، در تنظیمها همچنان قوانین هارمونی و کنترپوان کلاسیک به شیوه سختگیرانه آن حاکم است و گاهی ملودی آوازی اصلی قربانی تنظیم کلاسیک در قطعه می شود و شنونده نمی تواند بین این اثر و یک اثر غربی از نظر ساختار تفاوتی احساس کند و عملا این شیوه هم چندان ایرانی صدا نمی دهد.
  3. آهنگسازان موسیقی سنتی و محلی ایرانی: آوازهای گروهی در کنار ارکسترهای ایرانی بعنوان همراهی کننده و پر کننده مُنوفُنیک و فاقد تنظیمهای قابل توجه نتوانسته حق مطلب و قابلیتهای موسیقی کرال پلی فنیک ایرانی را ادا کند و بعنوان بَک وکال و بَک کُرال و زمینه مورد استفاده قرار گرفته است که دو دلیل وجود داشته است:الف-کم توجهی به کرال ایرانی ب-فقدان توانایی تنظیم قطعات کرال توسط آهنگسازان موسیقی سنتی ایرانی.
  4. آهنگسازان و رهبران کر ایرانی:
  5. رهبران کر ایران در کنار اجرای قطعات آثار کلاسیک و وکال پلی فنیک به خلق آثاری روی آورده اند که از دو جنبه قابل ارزیابی است:
  • الف) کرال ایرانی با زبان معیار: در این بخش قطعات ارزشمندی از جمله آثار زنده یاد حشمت سنجری وجود دارد که همیشه در زمره آثار ماندگار ایرانی محسوب می شوند. برخی آهنگسازان در این حوزه فعالیت بیشتری دارند اما همچنان ساختار هجایی و سیلابیک غربی عامل اصلی صدمه به بدنه ادبیات کلام ایرانی است و جملات  را از حالت بیانی و احساسی خود به شکل جابجایی هجاهای تاکیدی و انقطاع وزنی و چکشی تبدیل نموده است.
  • ب) کرال محلی با گویشها و لهجه های ایرانی: در این بخش می توان از آثار ارزشمند و ماندگار روبیک گریگوریان نام برد که در عین دارا بودن ساختارگویش محلی در نگارش ملودی، می توان به وضوح تنظیم کرال کلاسیک را در آن مشاهده کرد. تلاش آهنگسازان ایرانی در این حوزه عمدتا به تنظیمهای کلاسیک منجر شده است و بافت هموفونیک و پلی فنیک آنها عمدتا ایرانی صدا نمی دهد و ساختار غربی دارد. بعنوان مثال وقتی ساختار ادبیاتی کلام محلی و تنظیم و وزن و… را بصورت غربی بسیازیم و تنظیم کنیم همانند این است که کُت پر زرق و برق ژنرال غربی را بر تن یک چوپان روستایی کنیم و از او بخواهیم آواز چوپانی خود را به شیوه اجرای قطعات باخ و به زبان آلمانی بخواند. این تناقض نه تنها زیبا نیست بلکه به اصالت آن چوپان محلی(که بسیار محترم است) نیز خدشه وارد می کند، زیرا چوپان، نغمه اش، لباس و فرهنگش، بخشی از هویت ایرانی ما است و تنها با ایرانی بودنش می توانیم به او افتخار کنیم. البته خلاقیت و نوآوری در جایگاه خود قابل پذیرش است اما وقتی به ناچار آهنگسازان به دنبال این شیوه می روند و به دنبال فاخر(کلاسیک) سازی آثار محلی از این بیراهه هستند،  آثار کرال ایرانی، ایرانی صدا نخواهند داد. جالب اینجاست که جامعه موسیقی کرال و آواز جهانی نیز به دنبال آثار اصیل و خالص محلی با تنظیمهای محلی و علمی است و نه تقلید کامل از شیوه های موسیقی غرب.

تصنیف و تنظیم کرال محلی ایرانی:

در دهه گذشته تلاشهای گروههای کر ایرانی از جمله گروه مهروطن در خصوص تولید آثار کرال آکاپلا پلی فنیک محلی جهت احیای فرهنگ و هویت ایرانی باعث خلق بیش از ۳۵۰ اثر کرال در این حوزه بوده است که بیش از ۳۰۰ اثر آن توسط گروه مهروطن تولید و تنظیم و اجرا شده است.

ویژگیهای آثار نوین کرال ایرانی:

  • ملودی: بر پایه ساختار ادوارایقاعی و هجاوندی ادبیات ایرانی و محلی با استفاده از وزن و ریتم ها و فواصل و نغمه های موسیقی محلی و منطقه ای
  • کلام: استفاده از مصوتهای گویش های محلی و مخارج حروف و ادغام و اخفا و اظهار با نگارش سمبلها در پارتیتورو دقت در اجرا
  • تنظیم و بافت: فرهنگ اصیل اقوام ایرانی مملو از نقشها و گفتگوهای موزیکال کار و تلاش و زندگی و بزم و رزم و بازیهای محلی است. تنظیم آثار کرال ایرانی بصورت کنترپوانتیک بر اساس نقشها و ملودیهای مذکر و مونث و اوجها و فرودها و بیان موتیفیک و تماتیک سوژه ها و کنتر سوژه ها می تواند مجموعه ای از فرهنگها و آداب و رسوم را به زبان موسیقی به نمایش بگذارد که در آن صداهای پایه و پیرو و پرسشها و پاسخها و هم آواییها و چندصداییها در جایگاهها و زمانهای خود بافت متحد و غنی موسیقی کرال محلی را به نمایش بگذارند که در آن نیازی به گرته برداری و استفاده از تمها و حالتها و موتیفهای غربی نباشد و بتواند شنونده را به عمق فرهنگ و هنر و زبان و گویش و لهجه ایرانی و اقوام آن سوق دهد.
  • موزیکالیته: سونوریته(صدادهی) یک کر بر مبنای رنگ آمیزی بخشهای صوتی بر اساس نوع گویش و در کنار عواملی همچون روباتو(آزادی اجرا بر پایه ریتم پایه)، دینامیک و آگوژیک می توانند همچون خوراکی ، رنگ و بو و طعم ایرانی را برای مخاطب به وجود آورند که در نوع خود منحصر به فرد خواهد بود و نمونه خارجی نخواهد داشت زیرا تمامی عوامل آن ایرانی و هویتی است.

سخن پایانی:

سرزمین ایران با پیشینه چندین هزار ساله، مهد فرهنگ و هنر و اصالت بوده و هنرمند و موزیسین ایرانی نیازی به پیروی از هیچ فرهنگ دیگری ندارد و البته استفاده ابزاری و هنری از یافته های دیگران شرط عقل است. موسیقی و ادبیات اصیل ایرانی با زبانها و گویشها و موسیقی نواحی متنوع خود ایرانی است و حدف و یا بی توجهی به هر یک، همانند بریدن بخشی از پیکره فرهنگ ایران است. در دورانی به سر می بریم که برخی از هموطنان، از گویش و لهجه و لباس و فرهنگ و آداب و رسوم اصیل خود احساس شرم می کنند و ایجاد هویت خود را در تقلید از فرهنگهای غیر ایرانی می بینند، این نقطه، آغاز زوال فرهنگ است و امیدواریم آهنگسازان و شاعران ایرانی با رویکرد اصالت محور خود، از شستشوی فرهنگی ایرانی جلوگیری نمایند و با خلق آثار بدیع، فرهنگ و اصالت خود را با زبان و گویشهای متنوع ایرانی به دنیا صادر نمایند.

nekooei.com

ریزپرده ها در تنظیم آوازهای چندصدایی ایرانی – به قلم مسعود نکویی

به بهانه انتشار آلبوم موسیقی تصنیفهای ایرانی به شیوه کرال آکاپلای پلی فنیک

ریزپرده ها در تنظیم آوازهای چندصدایی ایرانی – به قلم مسعود نکویی

مقدمه:

سرزمین فرهنگی ایران با پیشینه آوازهای گروهی از حدود ۵۰۰۰ سال پیش(گوسانها) که شامل نغمه های یکتاپرستی و وطن دوستی بوده است، در واقع بزرگترین ملت جهان آن روز با داشتن فرهنگ آواز گروهی و جمع خوانی را به ما یادآور می شود و سابقه ایران را در آواز گروهی به بیش از سه هزاره پیش از موسیقی کرال در غرب می رساند. پس از شکل گیری آوازهای گریگوریایی در غرب و سپس پادشاهی کلیساها بر آواز گروهی در قرون وسطا، پس از “آرس نوا”(هنر جدید-سال ۱۳۰۰ میلادی)  پس از جنگهای صلیبی دانش فنی و فرهنگی هنری شرق به غرب راه یافت و حدود دو قرن پس از آن(قرن ۱۵ میلادی) رنسانس، تولدی دوباره در غرب حادث نمود که آواز گروهی نیز از آن مثتثنی نبود و بافتهای اولیه آوازی جای خود را به نمونه های پُلی فُنیک پیشرفته ای دادند که آهنگسازان و خوانندگان آن زمان جسورانه این موسیقی را جایگزین ارگانُمها نمودند.

در این دوره هنوز تامپراسیون(تعدیل) در غرب انجام نشده بود و همچنان برخی آوازهای بومی و محلی و مذهبی با همان نتهای تعدیل نشده تنظیم و اجرا می شدند. در دوران بارُک(۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی) زمانی که یوهان سباستین باخ تامپراسیون را رسما در آثار خود به ثبت رساند، اگر چه موسیقی پلی فنیک رشد خیره کننده ای داشت و ساختار عمودی قطعات قوام یافت اما بسیاری از آوازهای اولیه اصیل ملی و محلی از حالت اولیه خود خارج شدند و این مسئله تاوان سنگینی برای موسیقی غرب داشت و هنوز برخی آکادمیهای غرب با استناد به اسناد مکتوب پیش از دوران بارُک آن قطعات و نغمه ها را با ریزپرده های همان دوران و یا با تنظیمهای غیرتامپره اجرا می کنند. در دوران کلاسیک غرب(۱۷۵۰ تا ۱۸۲۵ میلادی) چندان تغییری برای آوازهای گروهی حادث نشد اما آوازهای گروهی پیچیده چندصدایی کنترپوانتیک کمرنگ تر شد و آهنگسازان کلاسیک بیشتر بصورت هارمونیک و هُمُفُنیک قطعات خود را تصنیف نمودند.

در دوران رمانتیک(۱۸۲۵ تا ۱۹۱۰ میلادی) و همچنین ابتدای قرن بیستم آوازهای محلی غربی بسیاری با استفاده از ریزپرده ها تصنیف شد و حتی زُلتان کدای پا را فراتر نهاد و اظهار نمود که برای آوازهای گروهی و فواصل بین آنها نباید از پیانو بعنوان منبع کوک استفاده نمود زیرا هارمونیکهای تشکیل شده در چندصدایی های صدای انسان در تداخل امواج خود، نتها و فواصل خود را می یابند و کوک پیانو که تعدیل شده بر اساس هارمونیکهای نسبی تغییر یافته است نمی تواند در فواصل ترکیبی کوک دقیق قطعه را القا نماید و باید تشکیل آکوردها در ذهن خوانندگان گروه اتفاق بیفتد.

این نظریه و رویکرد کُدای وی را از سایر آهنگسازانی که اعتقاد داشتند کر می بایست حتما با پیانو هم کوک و همراه شود متمایز ساخت و این نظریه به جاذبه طبیعی اصوات به یکدیگر بر اساس نظریه جاذبه اجرام آسمانی منظومه ای کُپِرنیک نزدیک تر از نظریه اعتدال مساوی باخ مورد تایید بود(البته نظریه اعتدال مساوی موجب تشکیل ارکسترها و امکان همنوازیها از رژیسترهای مختلف برای سازها شد و در این خصوص بسیار مفید واقع شد).

در حال حاضر در فستیوالهای آواز گروهی در جهان در بخشهای اِتنیک و فُلکلُر به گروهها اجازه داده شده که موسیقی آواز گروهی محلی و ملی خود را با تنظیمهای دلخواه و مبتنی بر فرهنگ همان منطقه به اجرا در آورند و تعصب خاصی در این مورد وجود ندارد و همگان به دنبال شنیدن آثار جدید و مبتنی بر فرهنگ هر منطقه و کشور هستند.

جان سخن:

ریزپرده ها در تنظیم آوازهای چندصدایی ایرانی

ریزپرده ها در تنظیم آوازهای چندصدایی ایرانی

موسیقی آوازی ایرانی که مبتنی بر روند ملودیک و ایجاد فضاهای انتزاعی و تنظیمهای همراهی کننده سازی بصورت مُنُفُنیک(تکصدایی) ، هُمُفُنیک(تکصدایی با همراهی کننده) و یا بصورت هِتِرُفُنیک(با تزئینات آزاد) قرنهاست که راه خود را همانند بسیاری از موسیقی ملل دیگر و کشورها پیش برده و به عنوان یک مکتب اصیل شناخته شده است، اما تعصب بیش از حد در زمینه تنظیم و استفاده و یا عدم بکار گیری از ریزپرده ها در تنظیم ها، قابلیتهای موسیقی ایرانی را تا حد موسیقی قرون وسطی غرب تنزل می دهد و آن را منزوی و غیر پویا می نماید.

اگر چه موسیقی ایرانی آوازی و سازی در زیبایی ملودیک و خلاقیت و بداهه در نوع خود سرآمد است اما حتی مخاطب غربی هم به ندرت موسیقی قرون وسطی غرب را گوش می دهد. پس از مخاطب ایرانی که شاهد این همه نوآوری در زمینه موسیقی در جهان است نمی توان توقع داشت تنها به شیوه گذشتگان ایران با امکانات محدود آن موسیقی را بشنود و به اجبار لذت ببرد. موسیقی قابل پیش بینی شامل الگوهای بداهه ، امکانات انگشت گذاری متداول سازی، توانایی خوانندگان در تکنیهای آوازی به مرور جذابیت خود را برای مخاطب سخت پسند امروزی از دست می دهند.

از طرفی تنظیمهای ابتدایی در موسیقی ایرانی که بنیان آن بر اساس روندگی و حرکت های مُنُفُنیک طراحی شده نیز از وحدت و قوام و پختگی موسیقی با رویکرد آنالیز عمودی آن می کاهد علاوه بر اینکه ریزپرده ها چندان اجازه نگاه عمودی به این موسیقی را نمی دهد و همچنان این موسیقی در بند حرکات ملودیک از ترس استفاده مستقیم فواصل (بعنوان مثال)”مجنب” در ساختار عمودی و هارمونیک است.

موضوع دیگر مربوط به استفاده از وسعتهای محدود برای آثار ارکسترال بدلیل محدودیت سازهای اصیل و البته برخی اصلاح نشده در موسیقی ایرانی است(لازم به ذکر است که با پژوهشهای کنونی موسیقی و ابداع سازهای جدید و اصلاح ساختار برخی از سازها، این نقیصه کمتر شده است).

تامپراسیون موسیقی آواز گروهی ایرانی:

با نگاهی اجمالی به آثار گذشتگان در زمینه موسیقی کرال پلی فنیک(آواز گروهی چندصدایی) ایران، آهنگسازان با احتیاط در چندصدایی ساختن آثار، قطعات ایرانی را با تعدیل نتها و فواصل در ساختار چندصدایی استفاده کرده اند و به نظر می رسد برخی از این ساخته ها با ترس از انتقادهای موزیسینهای سنتی ایرانی و همچنین تاثیر این آهنگسازان از موسیقی غربی بوده است و با در نظر گرفتن اینکه موسیقی کُرال آکاپلای پُلی فُنیک(آواز گروهی بدون ساز چندصدایی) از غرب به ایران آمده، ساختار ملودی ایرانی آن را تغییر داده و نت ریزپرده آن را تعدیل نمودند و نه اینکه ملودی ایرانی را ثابت نگه دارند و ساختار چندصدایی را با این ملودی هماهنگ نمایند. به نظر می رسد در دهه اخیر با تصنیف آثار کرال با تثبیت ملودی با ریز پرده های آن و ساختار هارمونیزه و کُنترپوانتیک، می توان امیدوار بود که نسل آینده آثاری اصیل و البته بدیع از کرال آکاپلای ایرانی را شاهد باشد.

در دهه اخیر موزیسینهای ایرانی با استقبال از رویکردهای جدید در موسیقی ایرانی و آواز گروهی ایرانی و با نگرش حفظ آثار ماندگار ایرانی و محلی، این فرصت را برای آهنگسازان جوان و با انگیزه فراهم آوردند تا آزادانه ملودیهای ایرانی را تنظیم نمایند.

از دیدگاهی انواع تنظیم آوازهای گروهی چندصدایی بدون ساز در حالت تامپره و غیر تامپره(تعدیل شده و تعدیل نشده) به گونه های زیر است:

  1. مُنُفُنیک: آوازی گروهی همصدا و بدون تزئین و تکنیک (ویا تکنیک و تزئینهای یکسان و دقیق) که در صورت تعدیل شدن رنگ و عطر ایرانی خود را ندارد اما در حالت حفظ ریزپرده ها ساده و تمیز و ایرانی صدا می دهد. در عمل این نوع اجرا تنظیم ندارد و فقط اجرای ملودی است.
  2. هُمُفُنیک : در این گونه خط آوازی اصلی(شانتره) که عمدتا در بخشهای سپرانو و یا تنُر قرار دارد با خطوط آوازی دیگر توسط آکوردهایی همراهی می شود که پیوند بین آکوردها به روند بیانی ملودی اصلی کمک می کند. نتهای ریز پرده دارای کوک ایرانی(مجنّب) به  “بقیه” نت قبل و یا ” طنینی” نت بعد تبدیل می شوند.
  3. پُلی فُنیک: در این سبک متداول، نقشها چه بصورت هارمونیک و چه بصورت کنترپوانتیک در بخشها ارائه می شود و آهنگساز با خیالی آسوده تمامی نتهای ریزپرده را تعدیل می کند. ملودیهای بخشها به واسطه نداشتن فواصل ریزپرده تا حدی آسیب می بینند، در واقع هارمونی بر نغمه ارجحیت می یابد و در صورتی که تنظیم قطعه هم به شیوه غربی انجام گیرد از رنگ و بوی ایرانی قطعه کاسته می شود.
  4. هِتِرُفُنیک: تنظیمهای آوازی که در این شیوه وجود دارد عمدتا با تحریرها و تزئینات آزاد خوانندگان بصورت همزمان و یا با فاصله های زمانی و متریک است و در انواع دیگر همخوانیها و آوازهای گروهی منفنیکی که خوانندگان بطور همزمان از تکنیکهای آوازی در طول قطعه استفاده می کنند و این کار باعث می شود هارمونی خاصی به وجود آید و گاهی ناخواسته و برنامه ریزی نشده است. در حالت تامپره تحریرها و تکنیکها ماهیت خود را از دست می دهند و بیانگر موسیقی ایرانی نخواهند بود اما در حالت اصیل خود در صورت اجرای صحیح در عین سادگی، زیبا خواهند بود.
  5. هارمونیک: در موسیقی ایرانی فواصل ریز پرده “بیش بزرگ” ، ” کم کاسته” و… در حالت ملودیک قابل استفاده است اما در حالت هارمونیک و در آکوردهای سه و چهار صدایی از دیدگاه غربی جایگاهی ندارد. یکی از راههای احتیاط آمیز حذف نتهای ریزپرده از آکورد و جانشینی آنها با نتهای دیگر آکورد است. راه دیگر استفاده شجاعانه از این نتهای غیرهارمونیک در پیکره آکورد است که البته روند قطعه باید به گونه ای تنظیم شود که با نتهای دوبل و توالی پنجمها و اکتاوهای موازی ساختار هارمونی تضعیف نگردد.
  6. کنترپوانیک: یکی از بهترین راههای فرار از روند یکنواخت هارمونیک و فواصل موازی، حرکات کنترپوانتیک بین بخشهاست که خودبخود مشکلات فیگورهای موازی را حل می کند. البته این نوع موسیقی گاهی با فشردگیها و از هم گسیختگی هایی روبروست که حل آنها و کادانسها(خاتمه ها) را دچار مشکل می کند و ریزپرده ها را در معرض آکوردهای دیگر قرار داده و آکوردهای نامانوس و ناخواسته را به وجود می آورد که از کنترل آهنگساز خارج می شود.
  7. واخوان هُمُفُنیک: در گروه نوازی ایرانی همراهی کننده هایی شبیه “باس آلبرتی” و “باس استیناتو” وجود دارد که علاوه بر بخشهای متریک و ریتمیک، در قسمتهای همراهی کننده آوازی و یا سازی متر آزاد نیز بکار گرفته می شود. این حرکات با فواصل چهارم یا پنجم درست، بافت همفنیک ملودیکی در طول قطعه ایجاد می کند که عمدتا با پیوند آکوردهای تنالیته قطعه همخوانی دارد و گاهی هم بصورت ثابت و استیناتو (سرسختانه) در آکورد پایه می مانند. در حالت تامپره از نتهای تعدیل شده ریزپرده ها استفاده می شود اما در حالت غیرتامپره دو حالت وجود دارد: الف- گریز از نت ریز پرده و استفاده از نتهای دیگر آکورد، ب- استفاده از نت ریز پرده در ساختار آکورد.
  8. آواز ملیسماتیک، اُرگانُم، دیسکانت و موتت های نوین: در این نوع آوازهای قرون وسطایی، حرکتهای “ملیسماتیک” و “دیسکانتها” و “موتتها” که تمرکز بر نتهای ریز بین هجاها و بخشهای طولانی کلام محور است، در صورت وجود ریزپرده ها در ملیسمها و دیسکانتها، اگر تعدیل شوند ایرانی صدا نمی دهند و ملودی را تضعیف می کنند و اگر تعدیل نشوند ممکن است موجب به وجود آمدن آکوردهای نامانوس شوند.
  9. وکال همفنیک و پلی فنیک: در حالت “تامپره”(تعدیل)، تقسیم کلمات شعر در هجاها بصورت موتت و یا تقسیم نتها به شکل وکالیز و  رُلاد برای انعقاد کلمات در چند هجا در بخشهای مختلف در حالت همفنیک برای ملودی تنوع ایجاد می کند و برای کرال پلی فنیک آزادی عمل در پیوند ها و تنوع بخشی و کادانس متناسب تر را ایجاد می کند و در حالت غیر تامپره و ملودی اصیل، امکان گریز راحت تر از نتهای ریزپرده را ایجاد می کند.
  10. وکاپلا:  به بازسازی قطعات سازی بصورت آوازی چند صدایی بصورت آواهایی که شبیه به سونوریته سازهاست و با “سکّت” های شبیه افه های سازی شکل می گیرد و این ارکستر آوازی قطعات سازی و بی کلام را اجرا می نماید که سُلیست(تکخوان)آواز ایرانی همانگونه که با ارکستر ایرانی اجرا می کند با این گروه آوازی شعر خود را اجرا می کند. این گروه آوازی نقش ارکستر را برای خواننده ایرانی ایفا می کند. در این گونه آوازی سُلیست آزادانه از ریزپرده ها و تکنیکهای آوازی به اجرای برنامه می پردازد.
  11. کارآوا، ابزارآوا، اکتاپلا: همراهی آواز ایرانی بصورت متریک و غیر متریک با همراهی جملات تکرار شونده مربوط به مشاغل قدیم با فیگورهای ثابت و هارمونی تکرار شونده چه بصورت وکال و چه بصورت کرال تنظیم خاص خود را می طلبند که در آن علاوه بر حفظ ریزپرده های ملودی باید ساختار فرهنگی و کاربردی کارآوای مزبور نیز حفظ گردد و ممکن است کاررفتار مربوطه هم بخشی از اجرای قطعه باشدو حتی نواختن ابزارهای کار با صوت معین و غیر معین را نیز به همراه داشته باشد. این رویکرد اگرچه ریشه در تاریخ این مرز و بوم دارد اما همچنان بعنوان پژوهش در حال بررسی و اقدام است.

همچنین از دیدگاه دکتر محمد تقی مسعودیه چند صدایی در موسیقی ایرانی در حوزه آواز به گونه های زیر است:

  1. برخورد اصوات مختلف ناشی از اجرای ملودی متناوبا توسط دو خواننده یا دو گروه خواننده، به گونه ای که خواننده دوم قبل از اتمام ملودی به وسیله خواننده اول آواز خود را آغاز نماید.
  2. ایمیتاسیون(تقلید) به علت اجرای ملودی توسط چند خواننده با تاخیر نسبت به یکدیگر و یا بصورت متناوب اجرا می شود.
  3. ملودی واحد به وسیله دو اجرا کننده بطور همزمان ارائه شده و تغییر می یابد(واریانت هِتِرُفُنی).
  4. تعویض آواز بین سُلیست(تکخوان) و کُر (فرم رِسپانسوریال) و یا کُر و کُر(آنتی فُنال) به برخورد اصوات مختلف منجر می شود، زیرا کُر پیش از اتمام بند شعری به وسیله سُلیست یا کُر بند بعدی را اجرا می کند.
  5. چندصدایی ناشی از اجرای ملودی توسط چند خواننده به گونه ای که هر یک از خوانندگان، ملودی را در وسعت یا رژیسترصوتی منطبق بر امکانات فیزیولوژیک آوازی خود ارائه دهد.
  6. همراهی صدای اول با استفاده از جابجایی متناوب واخوان، یا تعقیب تحرک بالارونده و یا پایین رونده ملودی به پاراللیسم(موازی خوانی)آگاهانه دو صدا منجر می شود.

 

پایان سخن :

همانگونه که در پرده بندی و نواختن سازهای ایرانی در ردیف و گوشه ها و نغمه های محلی ریزپرده ها بصورت دقیق و نصف شدن دیز و بملها بصورت سُری و کُرُن در اجرا استفاده نمی شوند و این علائم در اصل نشان دهنده فواصل و جایگاهشان بین نتهای موسیقی کاربرد دارند و بصورت فواصل “بیش بزرگ” و انواع آن استفاده می شوند و همچنین در هارمونیک اصوات، رزونانسها بصورت دقیق با پیانو منطبق نیستند، تصنیف و اجرای آواز گروهی با استفاده از ریز پرده ها در ساختار افقی و عمودی رویکردی است که اگر با دانش فنی و با شناخت از موسیقی ایرانی و محلی صورت پذیرد کاملا قابل اعتنا و پذیرفتنی است و نه تنها به موسیقی ایرانی لطمه ای وارد نمی کند بلکه به حفظ نغمه های ناب ایرانی نیز یاری می رساند.

nekooei.com

An innovative approach in music tourism

Music, as the manifestation of human’s emotion is present in all aspects of his life; wedding, funeral, feast, work and war, therefore it best represents the culture of a society. Music as the common language of human beings binds people all over the world together in spite of their difference in mother tongues, cultures and ways of living. Travelling to a destination, one finds watching and even participating in musical performances among the most attracting activities to be engaged in. This is most fascinating when the music is representing the local culture, local games, old professions and accent of that specific region.
music tourism

Nasl-e-mehr Institute of Kerman having sixteen years’ experience in the artistic-cultural projects of music has developed styles to perform music in museums and historical places as well as the innovative designs of programmatic music, especially vocal music, which are peculiar to the same place in which they are performed and to music tourism and expresses the identity and culture of that region and historical place. Actually, the music styles devised by Nasl-e- Mehr institute enjoys the use of monuments in performing them so that the structure of that monument contributes to the acoustic aesthetics of the performance (performances in Moayyedi ice house of Kerman are carried out without use of Microphone, the circular and conical structure of the building allows the audience to hear the voice of performers) and the ancient atmosphere inspires the singers and performers in executing that program since the songs and movements of the related performances are themselves part of that antiquity to which the monument belongs. In other words, the atmosphere of the historical location reinforces the enthusiasm of the singers and performers. To capture the styles more fully, a brief explanation of each follows.

Mehrevatanvocalmusic

Musiceum
This style is a combination of vocal music of a cappella (music without instrumental accompaniment) and the use of museum space; in such a way that the museum will become live in and historical currents will be implemented with relevant scenarios. These currents are performed as either vocal or instrumental music and pulls the audience into it; that is, the audience moves in a direction and follows the stream of music which is the narrator of events in the museum and it itself is part of the events and ceremonies of that program. These programs have been held in the museums of Ganjali Khan Bathroom and Harandi music museum of Kerman at special nights and historical occasions and have surprised participants. Undoubtedly, there are few examples of this kind of programmatic music in the world and it is unique in its own way.

Nowruzgah
The rationale behind this style is to present the ceremonies of the last Wednesday of the year, the ceremonies before New Year and their customs through music performance, and to introduce the genuine Kerman foods in these programs. In this style more than 25 local games of Iran and Kerman were revived as a polyphonic choral acapella performed through the voice of children and adolescents and were registered in the list of the Iranian anthropology center.
music tourism-kerman

Actapella (act + a cappella)
Actappella is a combination of the music of a cappella (without instrumental accompaniment) and action; an example of this is the performance of uprising of the shawl weavers acapella, the program was performed for 17 nights and faced an unrivaled welcome and was able to attract more than 3000 audiences. In this program a cultural current related to 250 years ago which was based on the silk industry and shawl weaving was performed in the language of music and motion (the uprising of shawl weavers occurred during Qajar dynasty in Kerman due to the poor life condition of weavers. Although shawl was an expensive and luxurious merchandise since made of silk, its weavers lived in adversity. This rise is said to have been the starting point of constitutionalism movement in Iran).

Voice work and behavior work
It is the production and performance of the steps of forgotten old jobs in the language of vocal along with their collective and related motions. In this style which is a choral a cappella each voice group plays its role and the sum of those songs and movements represent that profession.
Choir rock
This new style is built on two music methods of polyphonic a cappella choral and rock music which performs choral quartet parts accompanied with rock structure and wording. This kind of music consists of religious and local choral vocal parts some of which are performed with a specific dialect and in a special and energetic way. Basically, these two genres of music are fundamentally different, but the difference is undeniably attractive when combined.

Actappla - GheyamShalbafha

Trash melody
Producing and performing music with waste items and garages to make people alert about less trash production and not using plastic packs was carried out in Kerman by Nasl-e-mehr institute in cooperation with Municipality and had an excellent feedback at national and international assemblies and had been displayed in various internal and external networks.
Nekooei festival and local tour
New experiences in vocal tours around the world is always attractive and informative for choral groups and singers. We have provided this opportunity for vocal groups in an appealing and spectacular place in Iran, Kerman. This event will be performed in Kerman with the participation of Iranian groups and groups from around the world. This festival and vocal tour is designed for Iranian and foreign groups to perform music in Kerman tourism places and has begun its national and international movement in the competitive, non-competitive and music video production sectors. This musical event can annually attract more than 10,000 Iranian and foreign tourists to Kerman and in return these vocal groups will produce their music video clips in Kerman historical places.
The main parts of this event are:
۱٫ Non-competitive part
۲٫ Competitive part
۳٫ Tourism and recreational events
Kerman is an ancient city with a several-thousand-year-old history and cultural and artistic extraordinary attractions and special customs which will be attractive for Iranian and foreign tourists. For example: The Kalut (one of the most famous and specific deserts in the world), Meymand (the hand-carved and several-year-old village), the Ganjalikhan bazaar (400 years old), the citadel in Bam (2000 years old), the Shahzade garden in Mahan and… attract thousands of tourists every year.
Conducting master classes and specialized workshops by specialist tourists in Kerman
Conducting this masterclass and workshops in Kerman performed by Marcus Dieter Beck, the assistant director of the Choir Department in Europe, and Jan Schumacher, one of Europe’s well-known choir leaders, is the beginning of cooperation in attracting Iranian and foreign tourists to Kerman.

Masoud Nekooei ( M_nekooey@yahoo.com )

Nahid Shakeri ( Nahidshakeri60@gmail.com )

nekooei.com

متن مهبد مکی درمورد کارآواها و اجرای گروه آوازی مهروطن

بنام خدا

همخوانی زیبا وپرقدرت گروه موسیقی مهر وطن با بخش بندی دقیق گستره ی آوایی خوانندگان زن و مرد یعنی همانگونه که در یک کارگان موسیقی سمفونیک ، معمولا ۴ محدوده ی صوتی صدادهی دارند ، در جشنواره ی نغمه های کار و تلاش در تهران با بودن صحنه ای کوچک و نه چندان درخور انجام شد . افزون بر اینکه زحمات موسیقی پژوه بزرگ ایران استاد هوشنگ جاوید بود که با برپایی این برنامه ، مردم پایتخت و شهرهای پیرامون را با شوقی بسیار ، باز هم به دیدن و شنیدن دلگرم ساخت . گویی ویژگی مردمان سرزمین های خشک و سوزان این است که گاهی در هیچستان ، آن همه چیزی می شوند که رشک همگان را برمی انگیزند.

با مسعود نکویی هنرمند ارزنده ی کرمانی ، پیش از این و دورادور آشنا بودم . بی گمان ارزش ساختن و‌پرداختن چنین گروهی آنهم در نقطه ای که هرچند از دیدگاه فرهنگی و تاریخی بی نیاز ، لیک از دید داشتن همه ی بایسته های پولی و مادی همچنان در تنگناست ، بسیار مهم می نماید . این گروه کر ، که بدون داشتن سازی ، از همان کامل ترین ابزار موسیقی دنیا ، یعنی حنجره ی انسان بهره می گیرد ، با تمریناتی بسیار زمان بر و سخت که پیداست ، هنرمندانی پرتوان و صبور اگر در آن نبودند بدین رتبه از قدرت موسیقایی نمی رسید توانسته در چندین برنامه ی برون مرزی نیز همراه با نمایاندن توان موسیقایی ایران و بویژه ناحیت کرمان ، دریچه ی کنجکاوی برخی موسیقی پژوهان دنیا را به روی هم ، شکافتن لایه های پنهان توانایی موسیقی دانان کشورمان و هم بررسی شایدهایی از موسیقی نواحی آنهم در مناطقی که هنوز به گونه ی جدی در دید هیجانی و پرسش برانگیز موسیقی پژوهان قومی قرار نگرفته اند باز کند ! سرپرست گروه که خود با ساز پیانو و قوانین و جزئیات موسیقی جهانی آشناست ، با رویکرد به شیوه ی آکاپِلا (واژه ی ایتالیایی) ، همان سبک آوازی دوره های وسطی و رنسانس ، با زنده ساختن شیوه ه ای که براستی سختی ویژه ای در تمرین ها داشته و دارد ، هم اکنون هنرمندان زبده ای را بار آورده که هم خواننده و هم نوازنده ی اجرای خویشند  با دیدن و شنیدن هر اجرای گروه کر مهر وطن ، گاهی دوران تاریک و سرد وسطی و کلیسای ناجالب و‌ ستمکار آن روزگار و گاهی آغاز دوره ی رنسانس و نوزایی و روشنی به یادم آمد … بهره گیری از تیونر (نت سنج) پیش از هر آهنگ تازه برای قرارگرفتن آوای گروه در جایگاه نت اصلی و آغازین بُرش بسیار پسندیده بود . باید گفت این گروه خواسته و ناخواسته سه هدف راستین را به نمایش می گذارد ؛

۱ همخوانی و همنوازی بدون ساز و همزمان با قدرتمندترین سازها !
۲نمایاندن و‌نشان دادن آیین ها و فرهنگ کرمانی ، از فراهم ساختن خوراک و دارو و کلان فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها ، از رفت و آمد و زناشویی و… (که در این بخش نیز بازی بدن همخوانان بسیار در درک جریان کارساز بود)
۳ جا دادن و گنجاندن موسیقی کرال با تمام سنجه های آن مانند : کنترپوآن در کارگان آوایی محلی ایران و به گونه ی ویژه کرمان
۴ شناساندن گویش زیبای کرمانی

 

اجرای گروه آوازی مهروطن در جشنواره نغمه های کار و تلاش

که درباب گزینه ی پایانی ، برداشت بنده بدینگونه بود که گویش تا اندازه ای ناشناخته ی کرمانی (که هنوز برای بسیاری از مردم ناشنیده مانده) به همراه آوای آهنگین کُر ،. خود نیز به سازی دیگر ، دیگرگشت شده بود !
دو جُنگ انتشاریافته ی گروه : اتلک و مفشو که یکی موسیقی بازی های کودکان کویر و کرمان است ، از کمیاب ترین نمونه های موسیقی های بازی و‌کودکان در دنیاست .
در بخش هایی از بُرش ها آواهایی طبیعی همچون خنده ی کودکان به گوش می رسد که تنظیم آن برای مجریان آن دشوار و بیگمان برای شنونده و بیننده آسان و زیباست. شنیدن این نمونه از موسیقی برای یک شنونده ی هنردوست کرمانی که خود در مرکز استان زیست می کند و‌کمتر به شهرهای پیرامونی سفر کرده نیز به گونه ای دوست داشتنی است ، چه آنگاه که گویش اجرا از جنوب استان و هم مرز با استان همسایه ، هرمزگان است ، خود پیچیدگی دیگری را به موسیقی می خورانَد. بدینگونه است که اینگونه هنرمندان ، بعدها در پرداختن به تمام اجزا و شاخه های موسیقی از دیگر نوآموزان خبره تر و آبدیده تر هستند

 

نکته ای که بسیار ذهنم را درگیر ساخته ، جای خالیِ اجرایی از این دست در بیابان لوت است که با درهم آمیزی غربت غریب بیابانی و ریخت رؤیایی این گونه از نغمه پردازی ، می تواند پرتویی بسیار فراموش ناشدنی بر گروه و شنوندگان داشته باشد . چه که با توجه به جغرافیای مناطق بیابانی و آکوستیک ویژه و آوادهی چندگانه ی بیابان و‌ زیرکی ویژه و محتومی که در حرکت آوایی این موسیقی است ، یک بازی شیرین آوازی با بادهای بازیگوش و آواهای مرموز شب کویر ، ساخته می گردد که تا برپا نشدن آن در جایی که پنداشتم و ‌گفتم ، به آسانی و به گونه ی دانشی گفتنی نیست ! مسعود نکویی خود فرزند بیابان لوت است ، غمی پنهان در ژرفای چهره اش بود که شاید همه ی کودکی ، تنهایی ، لوت، کاروانسراهایی که یا پرند از مسافر یا بسیار شب ها در سکوتی هولناک ، تشنگی ها وسراب هایی که در کودکی خود بسیار دیده ، اکنون در رهبریِ گروهی از هم استانی های هنرمندش که همگی به سان بسیاری از کویر نشینان که با اندک امکانات و نبودن ها، بسیار بودن ها را هستی می بخشند ، با اشک های پنهانی ، به یاد می آوَرَد. …

 

من نمی دانم خیالم یا غبار حیرتم  چون سراب از دور چیزی اعتبارم کرده اند … بیدل دهلوی

موسیقی پژوه اقوام و کارشناس رسانه ی ملی

مهبد مکّی

بازیابی موسیقی ۳۸۵ شغلِ منسوخ شده ایرانی

موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی که با ورود تکنولوژی کاملا منسوخ شده‌اند طی پروژه‌ای توسط مسعود نکویی گردآوری، اجرا و ضبط می‌شود.

 

به گزارش خبرنگار ایلنا، بخش مهمی از فرهنگ موسیقایی کشورمان به «کارآوا»‌ها یا‌‌ همان موسیقی کار مربوط می‌شود که با ورود به دوران صنعتی و مدرنیسم، ضمن از میان رفتن مشاغل سنتی، موسیقی‌های مربوط به آن‌ها نیز از بین رفته است؛ در چنین شرایطی مسعود نکویی طی پروژه‌ای طاقت‌فرسا، برای گردآوری و ضبط موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی تلاش می‌کند.

مسعود نکویی در گفتگو با خبرنگار ایلنا، درباره این پروژه که به گردآوری و ضبط موسیقی ۳۸۵ شغل منسوخ شده ایرانی اختصاص دارد، گفت: پروژه من شامل موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی می‌شود که متاسفانه منسوخ شده‌اند. تا به امروز توانسته‌ام موسیقی ۲۴ شغل مانند «گلیم سیرجان»، «قلع‌گری»، «رخت‌شویی»، «کلاه‌مالی»، «نمدمالی» و بسیاری شغل‌های دیگر را گردآوری کنم و کارهای آن‌ها را به انجام برسانم؛ این موسیقی‌ها با شیوه «اکتاپلا (ترکیب حرکت و آواز)» قرار است اجرا شوند.

این موزیسین در ادامه افزود: ما سبکی به نام «موزیک‌یوم» به معنای موسیقی موزه‌ای داریم و پروژه من در این حوزه قابلیت اجرا دارد. مخاطبان چنین اجراهایی نیز بیشتر از ۳۰ نفر نمی‌توانند باشند. مخاطب وقتی به کنسرتی با فرم «موزیک‌یوم» وارد می‌شود در جای ثابتی نخواهد نشست و طی یک پروسه با موسیقی و جریانی که در شغل مورد نظر در حال روی دادن است، همراه می‌شود. برای مثال اگر به حمام‌های ایرانی پرداخته می‌شود مخاطب در مراسم مختلفی که در حمام ایرانی روی می‌دهد همراه می‌شود و موسیقی حمام به صورت آکاپلا، اکتاپلا و برخی اوقات نیز به صورت سازی اجرا می‌شود. مثلا مخاطب با ماجرای سکه‌ای که به عنوان «سکه‌آروز‌ها» در حوض انداخته می‌شود یا در مراسم حنابندانی که در حمام ایرانی برگزار می‌شود، شرکت می‌کند و موسیقی با شیوه‌ای داستانی روایت ماجرا را روایت می‌کند.

وی ضمن اشاره به نمونه‌های مختلف کارآوا‌ها در ایران عنوان کرد: ما داستانی به نام «گیسه گل» داریم که ماجرای یک چوپان به نام مرادو بوده؛ او عاشق گیسه‌گل بوده و با اجرای نی بسیاری از کارهای مربوط به این شغل را انجام می‌داده؛ مثلا وقتی احساس می‌کرده قرار است به گله حمله شود با نی، نوعی از موسیقی را اجرا می‌کرده و مانند زبان «مورس» به «گیسه‌گل» خبر می‌داده است. مراسم حنابندان مرادو نیز با موسیقی و شغل‌ها و کارهای مربوط به آن نیز در این مجموعه قرار می‌گیرد که موسیقی آن را باید به طور کامل شنید.

مسعود نکویی همچنین در مورد اجراهایی که از کارآوار‌ها داشته گفت: ما تاکنون چهار اجرا از این نوع موسیقی کار همراه با حرکت داشته‌ایم که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. موسیقی کار این شغل‌ها به شیوه آکاپلا و همراه با حرکت طراحی شده است. تاکنون پژوهش ۱۰۰ شغل از میان این ۳۸۵ شغل منسوخ شده ایرانی انجام شده و موسیقی ۲۴ شغل نیز آماده اجراست. ضبط ۸ قطعه از آن‌ها مانند «دار قالی یشکی»، «گلیم سیرجان یا شیریکی پیچ»، «مفشو دوزی»، «پته»، «رخت‌شویی»، «کلاه‌مالی»، «خشت‌مالا» و «کفش‌گری یا کفش‌دوزی» نیز تاکنون انجام شده است. البته تمام این پروژه تاکنون با هزینه‌های شخصی انجام شده است.

بازیابی موسیقی ۳۸۵ شغلِ منسوخ شده ایرانی

این آهنگساز افزود: ما تا قرن بیستم مشکلی برای ادامه حیات چنین کارآواهایی نداشتیم و بخشی از این مشاغل که با فرهنگ و هنر و آداب و رسوم و هویت ما آمیخته بودند، اجرا می‌شدند. یعنی وقتی مثلا در کرمان عروسی برگزار می‌شد مردم «رقص قالی» انجام می‌دادند و قالی که ارزشمند‌ترین وسیله خانه محسوب می‌شد را روی سر می‌چرخاندند و معنایش این بود که ارزشمند‌ترین وسیله‌ای که داریم زیر پای میهمان است. کودکان هم برای بازی‌هایشان، از حرکات و موسیقی شغل‌هایی مانند پنبه‌زنی و مس‌گری و نانوایی و غیره استفاده می‌کردند و حاکات و آوازهای این شغل‌ها را به صورت بازی انجام می‌دادند. در واقع کارآوا‌ها و ذکر‌های آن‌ها به آداب و رسوم و هویت و مذهب و اعتقادات و بسیاری چیزهای دیگر گره خورده بود.

وی همچنین عنوان کرد: در فرهنگ ما، موسیقی را به عنوان لعاب در مشاغل مختلف استفاده می‌کرده‌اند و این به اصطلاح «کارآوا»‌ها را مردم موسیقی نمی‌دانستند. مردم در حین انجام کار این کارآوا‌ها را انجام می‌دادند. مثلا در کلاه‌مالی همزمان با کوبیدن آرنج‌ها بر روی نمد با موسیقی خاصی یک گروه می‌خوانند «پشم، کرک، حلاجی، آب صابون، کلاه‌مالی»؛ یک گروه دیگر نیز «حیدر، حیدر، حیدر…» را می‌خواندند؛ فرد دیگری نیز «نمد بمال، نمد بمال…» را با آواز می‌خواند. در پروژه‌هایی که به موسیقی این شغل‌ها پرداخته‌ایم؛ در واقع شش کار مختلف در کارگاه در حال انجام است و شش موسیقی کار در چنین مکانی اجرا می‌شود. یا مثلا وقتی کلاف‌های نخ را جمع می‌کردند، می‌خواندند «رفیقو بگیر، چیو بگیرم، این کلافه رو، چیکارش کنم، بده به رفیق». امروزه این شغل‌ها از میان رفته و چنین کارهایی توسط دستگاه‌ها و ماشین‌ها انجام می‌شود. برای اینکه چنین بخش مهمی از فرهنگ‌مان به طور کامل از بین نرود کارآوا‌ها و حرکاتشان و وجه تسمیه شغل‌های مورد نظر را جمع‌آوری و اجرا می‌کنیم. یعنی سه عنصر کلام، آوای موسیقی و حرکت را در هر شغل گردآوری کرده و علاوه بر پیشینه آن در یک مجموعه به مخاطب ارائه می‌کنیم. به هر حال آخرین کسانی که این مشاغل را انجام می‌دادند فوت کرده‌اند و اگر امروز این موسیقی‌ها را گردآوری و ضبط نکنیم شاید دیگر امکان گردآوری‌اش را نداشته باشیم.

مسعود نکویی همچنین ضمن اشاره به یکی از مشاغل منسوخ شده ایرانی و موسیقی آن گفت: آخرین گود خشت‌مالی در کنار بازار کرمان بود که قدمت آن به بیش از ۲ هزار سال می‌رسید و کار خشت‌مالی در طول تمام قرن‌ها باعث شده بود تا گود بسیار عمیقی در آن به وجود بیاید. خب این مکان به فردی واگذار شده که از امارات آمده و قرار است در آن برج سازی کند. چهار گروه در این شغل وجود داشتند که موسیقی و کارآواهای مخصوص به خود را اجرا می‌کردند. گروه اول کودکان بودند که گل را با دست‌های کوچکشان توی قالب‌ها می‌کوبیدند تا شکل قالب را بگیرد و «گل چلاسکو چک چک» می‌خوانند. در واقع از «نام‌آوا‌ها» و آواهای خاص مانند صدای کویبده شدن گل بر زمین که «چک چک» صدا می‌دهد نیز استفاده می‌شد. گروه دیگر نیز «گل قالب آخوره خشت…» را می‌خوانند. و به همین ترتیب هر کسی کاری انجام می‌داد و کارآواهای مخصوص خود را اجرا می‌کردند؛ ما این را به گو‌نه‌ای اجرا خواهیم کرد که بیشتر شبیه به یک اپرت است. ما تمام این‌ها را بازسازی می‌کنیم و بعد از ورود هر نقش نیز موسیقی، کنترپوان، هارمونی و سایر نکات در اجرای آن لحاظ می‌شود تا مخاطب با آن به طور کامل آشنا شود.

وی افزود: اجرای چنین پروژه‌ای نیاز به سرمایه‌گذاری فرهنگی جدی دارد چون واقعا در مورد برخی از مشاغل، ما با چنین بودجه شخصی و کمی فقط یک سمپل را با همراهی ۱۵ – ۱۶ نفر داریم ارائه می‌کنیم. مسئولانی که اجرهای ما را در این زمینه دیده‌اند بسیار تحت تاثیر قرار گرفته‌اند و تمجید‌ها و تعریف‌های بسیاری از این کار ما انجام می‌دهند اما در بحث سرمایه‌گذاری و حمایت متاسفانه تا کنون هیچ اتفاقی نیافتاده است. این پروژه به مولفه‌هایی گره خورده که جزو هویت ما محسوب می‌شوند و ابعاد پنهان بسیاری از فرهنگمان را روشن می‌کنند. برای مثال بسیار دیده شده که می‌گویند ایرانی‌ها افسرده هستند و اصلا شاد نیستند؛ اما برخلاف این مدعا، در زمینه موسیقی کار، فضای شاد و پر تحرکی وجود دارد که لایحه‌های دیگری از زندگی ما ایرانی‌ها را نشان می‌دهد.

nekooei.com

خبرگزاری ایلنا مهر وطن عازم بازی‌های جهانی کر در آفریقای جنوبی می‌شود

گروه کر «مهر وطن» کرمان به سرپرستی مسعود نکویی که طی چند سال گذشته فعالیت‌های چشمگیری در زمینه موسیقی کرال داشته، به عنوان نماینده ایران به مسابقات جهانی کر در کشور آفریقای جنوبی اعزام خواهد شد.

مسعود نکویی، سرپرست گروه کر «مهر وطن» در گفتگو با خبرنگار ایلنا، ضمن اعلام این خبر گفت: قرار است جولای سال ۲۰۱۸ به همراه گروه کر «مهر وطن» به بازی‌های جهانی کر در کشور آفریقای جنوبی برویم و قطعاتی کرال از موسیقی فولکلور آکاپلای کشورمان را در این بازی‌ها به اجرا درآوریم.

این موزیسین در ادامه افزود: اجرا‌ها در بازی‌های جهانی کر آفریقای جنوبی در دو بخش رقابتی است که ما کارهای فولکلور آکاپلای خودمان را در دو بخش اجرا می‌کنیم. در واقع ما کارآواهای مشاغل قدیم ایران و آداب و رسوم و فرهنگ شفاهی ایران را به اجرا درخواهیم آورد.

وی همچنین عنوان کرد: بنده عضو اینترکالتور یا‌‌‌ همان «مجمع جهانی کر» هستم و این دعوت رسمی از طرف این نهاد بین‌المللی صورت گرفته است. وقتی دعوتنامه رسمی از مجمع جهانی کر اینترکالتور دریافت کردیم، تصمیم گرفتیم در دو بخش رقابتی و یک بخش غیررقابتی شرکت کنیم. این رویداد جهانی در جولای ٢٠١٨ و با حضور بیش از ۵٠٠ گروه کر از سراسر جهان برگزار می‌شود.

مسعود نکویی گفت: مهروطن تنها گروه کر آکاپلای ایرانی است که با تمرکز روی آواهای کار و بازی‌های محلی و فرهنگ شفاهی و بومی جنوب‌شرق ایران و سایر نقاط کشورمان سعی در حفظ این گنجینه گرانب‌ها به شیوه کرال آکاپلای پلی‌فنیک کرده است و در این مسیر بیش از ٢۵٠ قطعه موسیقی تولید کرده که در قالب کتاب پارتیتور و آلبوم موسیقی منتشر شده است.

سرپرست گروه کر «مهر وطن» در ادامه افزود: رویکرد اینجانب برای ساخت این آثار علاوه بر موسیقی در سبکی خاص، ایجاد سبک‌های نوینی است که گردشگران زیادی را نیز به ایران جذب خواهد کرد و بطور آزمایشی در کرمان انجام شده و بازخورد فوق‌العاده‌ای داشته است.

این موزیسین عنوان کرد: سبک‌های «موزیکیوم» یا‌‌‌ همان «موسیقی موزه» یکی از این سبک‌هاست که در ایران برای اولین بار توسط گروه مهروطن طراحی و به انجام رسیده است. اکتاپلا نیز که تلفیق موسیقی و فرم است نیز به همین منظور طراحی شده است.

وی همچنین گفت: از آنجا که گروه مهروطن رپرتوار موسیقی کلاسیک آکاپلا از دوران‌های مختلف را آماده اجرا دارد، در بخش گروه‌های آوازی میکس بازی‌های آفریقای جنوبی شرکت کرده‌ایم که البته شامل قطعات کلاسیک و ایرانی پولیفونیک است. اما بخش اصلی که دغدغه ما است بخش رقابتی فولکلور آکاپلا است که در آن می‌توانیم نغمه‌ها و آواهای کار و بازی‌های محلی را به این شیوه به دنیا معرفی کنیم.

مسعود نکویی درباره قطعات اجرای گروه‌اش در این بازی‌ها گفت: ما قطعات مفشو، دووتو، رخشوری، کلامالی، چرخو، خدای ناخدا، پخ پخو، گردو بازی و بادوه را اجرا خواهیم کرد. همچنین رپرتواری از موسیقی آکاپلای کلاسیک در این رویداد جهانی اجرا خواهیم کرد.

این موزیسین درباره ساختار گروه کر «مهر وطن» عنوان کرد: گروه ما ترکیبی از گروه بزرگسالان و نوجوانان مهروطن است. آیدا ایرانمنش، مهرانا نکویی، نرگس علی اسماعیلی، الهام نیک تبع، سمانه وزیری، حبیبه هادی، لیلا میرحسینی، اسما‌نژاد وزیری، غزل‌نژاد سجادی، کیوان بختیاری، بردیا میرحسینی، علی الهامی، برسام صباغ، علی میرحسینی، معین علی اکبری، افشین حسین‌پور، محسن نظری‌زاده با آهنگسازی و رهبری بنده؛ گروه کر «مهر وطن» را در بازی‌های جهانی کر آفریقای جنوبی در سال ۲۰۱۸ همراهی خواهیم کرد.

ساختار این قطعات به شیوه کرال آکاپلای پلی فنیک به همراه حرکت و فرم است که اکتاپلا نامیده می‌شود و از نظر مفهومی به پیشینه و هویت ایرانی می‌پردازد.

nekooei.com

مصاحبه مسعود نکویی با مجله ستاره کرمان

مصاحبه مسعود نکویی با مجله ستاره کرمان

گفتگو با آقای مسعود نکویی گردشگری موسیقی

شما آثار متعددی در زمینه‌ی «کارآوا»های محلی کرمان داشته‌اید که پیوند عمیق و موثری بین حرفه‌های سنتی و در حال فراموشی کرمان و موسیقی آن ایجاده کرده؛ از چگونگی پیوند موسیقی با فرهنگ محلی و بومی در آثار خود بگویید.

کار کردن در زمینه‌ی کارآواها موجب رونق اقتصاد گردشگری ازطریق پرداختن به موسیقیِ کار می‌شود و اشتغال‌زایی و نوآوری به‌همراه دارد. با استفاده از کارآواها که شامل کارسوق‌ها و کاررفتاری می‌شود، می‌توان مشاغل رو به فراموشی شهر کرمان را زنده کرده و نسل جدید را با این مشاغل آشنا کرد.

آثار «رخشوری» «چَرخو» «پته» «کاروونسرا» و «یِشکی» برخی از کارآواهایی است که ساخته‌ام. در اثر «چَرخو» که مربوط به شال‌بافی است، دختربچه‌ای از کارهای سختی که به او سپرده‌اند، شکایت می‌کند. این اثر علاوه بر این‌که به حرفه‌ی قدیمی شال‌بافی در کرمان اشاره دارد و در آن از گویش زیبای کرمانی استفاده شده، برای موسیقی آن هم از دستگاه‌های ایرانی بهره برده‌ایم. این اثر در کنار جذابیتی که برای شنونده دارد، خنده‌ای تلخ بر لبان او می‌آورد؛ چراکه به سختی‌های کارِ شال‌بافی اشاره می‌کند؛ شال‌بافان قدیمی عمر زیادی نمی‌کردند؛ برخی از آن‌ها بیش از ۳۵ سال عمر نمی‌کردند، به این دلیل که کار بسیار سختی داشتند؛ زندگی، کار و مرگ‌شان در کنار این کار بود. ساخت این اثر باعث شد برخی اصطلاحات خاص شال‌بافی مثل چرخو، فِلکو و دیکو حفظ شوند.

کتاب‌های «یِشکی» و «کاروانسرا» و پته و هم به همین شیوه هستند و در آن‌ها به فرهنگ‌های موزیکال بومی پرداخته شده است، برای مثال «یِشکی» مربوط به قالی‌بافی است. تدوین این آثار باعث شد دیگر کسی نگوید لهجه‌ی کرمانی نزدیک به فلان لهجه است، بلکه آن‌را به عنوان یک گویش مستقل بشناسند.

 

درواقع شما در آثار خود فرهنگ، ادبیات، موسیقی و حرفه‌های قدیم را در کنار هم قرار داده و موجب ماندگاری آن‌ها شده‌اید؛

بله و حتی ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات خاص کرمانی را در این آثار آورده‌ایم. اثری به اسم «کَش‌کِشو» به‌معنی شخصی که لایه‌روبی قنات‌ها را انجام می داده و شغل کم درآمد و سختی بوده دارم. در آثاری هم به کارهای رختشوری و کلاه‌مالی پرداخته‌ایم؛ در اثر کُلامالی اصطلاحات این حرفه مثل پشم، کُرک، حلاجی، آب، صابون و کلامالی را به این شکل آورده‌ایم؛ خانم‌ها با آواز می‌گویند: «نَمد بمال» همراه با نوای «حیدر، حیدر» در این قطعه نمدمالی تشریح می‌شود؛ به این آثار، کارآوا و کاررفتار می‌گویند.

کار جدید ما شامل آثار کوتاه‌کوتاه قابل اجرا و جذابی است که نام «آوازک» را بر آن گذاشته‌ام و هر یک از این آثار یک شغل، خرده‌فرهنگ یا بازی را با استفاده از گویش کرمانی شرح می‌دهد. این کارها را هشت گروه از سنین مختلف اجرا می‌کنند. هر آنچه در فرهنگ کرمان به چشم من می‌آید، می‌سازم ولی با دانستن واقعیت‌ها و مستندات آن.

 

تاکیدی که شما در آثارتان بر لهجه و گویش کرمانی دارید، موجب جذابیت بیش‌تر آن‌ها برای مخاطب و وجه تمایز آثار شماست؛ چه شد که پرداختن به لهجه‌ی کرمانی این‌قدر برای‌تان مهم شد؟

در کرمان چند نوع لهجه داشته‌ایم که متاسفانه منسوخ شده‌اند؛ مثل گویش‌های پامناری، محله‌شهری، خواجه‌خضری، دروازه‌گبری و جانی‌آبادی که همه‌ی این‌ها هویت ما هستند و باید آن‌ها را زنده کرده و حفظ کنیم. مادربزرگ من وقتی حرف می‌زد، من واقعا متوجه نمی‌شدم چه می‌گوید و از مادرم می‌پرسیدم که چه می‌گویند. تصور این‌که با از دست دادن مادربزرگم و امثال ایشان، چنین منابعی را برای همیشه از دست می‌دهیم، دغدغه‌ی حفظ این گویش‌ها را در من ایجاد کرد. دسترسی به مادربزرگم موجب شد واژه‌های مهمی از فرهنگ خواجه‌خضری و ته‌باغ لَله‌ای کرمانی را بیاموزم.

برای کسب اطلاعات بیش‌تر در این زمینه از کتاب « لوریمر» و شواهد زنده‌ای ازجمله جناب آقای گلاب‌زاده کمک گرفتم. ما در زمینه‌ی گویش، فرهنگ عامه، بازی‌های محلی، کارآوا و کاررفتار به شیوه‌ای کار کرده‌ایم که در کشور جریان‌ساز شده است؛ شناخت و تسلط بر موسیقی و علاوه بر آن، شناخت دقیق فرهنگ عامه، از مهم‌ترین مبانی این شیوه است.

ما آثار موسیقی هنرمندان آلمانی را با افتخار اجرا می‌کنیم، در حالی‌که باید بدانیم آن‌ها هم در قالب موسیقی خود، به فرهنگ گذشته و عامیانه‌ی موجود در کشور خود پرداخته‌اند. متاسفانه در سطح جامعه و حتی در جامعه‌ی موسیقی کرمان شاهد نوعی فرار از لهجه و گویش محلی کرمان هستیم که این نوع صحبت کردن را زشت و بد می‌دانند و سعی در شبیه ساختن بیش‌تر خود با موسیقی غرب و فراموش کردن لهجه و گویش کرمانی دارند.

کتاب «پِخ‌پِخو» یکی از آثار من با به‌کارگیری گویش کرمانی و اولین کتاب در ایران است که براساس تئوری موسیقی کودکانه طراحی شده است. اسامی کرمانی برای آموزش با متدهای جهانی به کار رفته که به‌صورت تک‌نوازی و ساده‌نوازی، چندصدایی و ارکسترال اجرا می‌شود و همین‌طور پیش می‌رود تا به کُرال آکاپلای پُلی‌فنیک برای کودک می‌رسد؛ درواقع «پِخ‌پِخو» یک مجموعه‌ی مرجع در این زمینه است.

کتاب دیگری با عنوان «آشُق» شامل پارتیتور بازی‌های بومی محلی کرمان، برای نسل نوجوان تالیف کرده‌ام که به‌صورت ارکسترال ساده و دوزبانه‌ی فارسی و انگلیسی و به‌همراه شرح اشعار و فرهنگی که بستر آن بوده، طراحی شده است؛ برای مثال در این کتاب، بازی آشُق‌بازی که دارای قدمت ۱۱ هزار ساله و خاستگاه آن کرمان است، شرح داده شده. برای برخی بازی‌ها هم که خودشان شعر نداشته‌اند، شعری با گویش کرمانی که شرح‌دهنده‌ی قاعده و شیوه‌ی بازی است، سروده‌ایم. حتی برای کفتربازی هم شعر سروده و در آثار خود استفاده کرده‌ام.

شاید امروز کفتربازی مذموم باشد، اما نباید بگذاریم فرهنگ و اصطلاحات مربوط به آن از دست برود. بازی‌های دیگری مثل «خِشتک‌بالِشتک» «یه غُل دو غُل» و «آسیابچرخ» را هم در قالب شعر درآورده و موسیقی آن‌را ساخته‌ام. این‌ها به کتاب‌های مرجعی در زمینه‌ی گویش، اشعار و بازی‌های قدیم کرمان تبدیل شده‌اند. درواقع من بخشی از رسالت خود را مربوط به موسیقی می‌دانم، اما بخش اعظم کارم با زبان موسیقی، گویش و به کار بردن حرکت، در ارتباط است. بیش‌تر به‌دنبال موسیقی کاربردی هستیم. ساخت بازی‌های محلی به زبان کُرال آکاپلا را انجام می‌دهیم و تاکنون ۱۰ کتاب به‌همراه ۲۵۰ اثر موسیقی در این زمینه ساخته‌ایم.

 

فکر می‌کنید در حال حاضر اهالی موسیقی کرمان چقدر با فرهنگ بومی و موسیقی محلی کرمان آشنایی دارند و آن‌را به کار می‌گیرند؟ خود شما چقدر این سبک موسیقی را به کار می‌گیرید؟

چند طیف در موسیقی کرمان داریم؛ یکی طیف موسیقی کلاسیک که اصلا کاری به این مباحث ندارند، نباید هم داشته باشند. درواقع این گروه، قطعات جهانی را اجرا می‌کنند. طیف دوم، در زمینه‌ی موسیقی سنتی ایرانی کار می‌کنند که خاستگاه آن آذربایجان و غرب کشور بوده است. اما گروه اندکی هم در زمینه‌ی موسیقی اصیل کرمانی فعالیت دارند که شامل یک‌سری سازهای محلی با وسعت‌های مشخص است. برخی از این سازها متعلق به کرمان و بخشی از استان‌های مجاور مثل سیستان و بلوچستان گرفته شده، اما عملا کرمانی محسوب می‌شوند؛ سازهایی مثل «سوتاکو» و «چنگ قوطی» و «سرنا»ی چند هزارساله‌ی کرمان را داریم.

من خیلی وارد مقوله‌ی سازهای محلی نشده‌ام. جذابیت آن‌ها هم برای من تا یک حدی است؛ دلیل هم دارم؛ بسیاری از این سازها و سبک‌ها را که محلیِ کرمان است در جاهای دیگر کشور هم می‌توانیم ببینیم؛ اما من به‌دنبال انجام کاری بوده‌ام که علاوه بر پرداختن به فرهنگ بومی کرمان، کاری جدید و متفاوت باشد؛ در حال حاضر، کاری که ما انجام می‌دهیم، هیچ جای دیگر وجود نداشته و کاملا متعلق به خودمان است. در سایر رشته‌ها هم می‌بینیم که رشته‌های محض به‌تنهایی کارآیی چندانی ندارند و تلفیق آن‌ها با سایر رشته‌هاست که آن‌ها را مفیدتر و جذاب‌تر می‌کند.

ما برای معرفی فرهنگ خود، موسیقیِ دارای خاستگاه جهانی را به کار گرفته‌ایم که می‌تواند در جشنواره‌های بین‌المللی با سایر کشورها رقابت کند؛ همچنین در زمینه‌ی آواز، فعالیت می‌کنیم که زبان مشترک بین‌المللی است. درواقع ما از رسم‌الخط آن‌ها به شیوه‌ی خودمان استفاده کرده‌ایم؛ با استفاده از لهجه و گویش و ملودی‌های ساختاریافته‌ی کرمانی و همان کوک ایرانی، چندصدایی کرده‌ایم، نه به شیوه‌ی هارمونی کلاسیک غربی.

کار کسانی که در زمینه‌ی موسیقی محلی فعالیت می‌کنند، خیلی ارزشمند است، اما کم‌تر دیده می‌شوند. این گروه معمولا با ساختار کار من زیاد آشنا نیستند، اما هر موقع با آثار من برخورد داشتند، استقبال بسیار خوبی کرده‌اند. حتی بعضی از آن‌ها اشک ریخته و گفته‌اند چطور می‌شود چنین کاری انجام داد و من هم از کار این عزیزان لذت می برم و به وجودشان افتخار می کنم.

 

اشاره کردید که سبک شما در موسیقی، «کُرال آکاپلا»ست؛ توضیح مختصری از سبک آکاپلا می‌دهید؟

سبک ما کُرال آکاپلای ُپلی‌فونیک است. کرال یعنی آواز گروهی، آکاپلا یعنی بدون ساز و پلی‌فونیک یعنی چندصدایی.

 

این سبک چطور می‌تواند در جذب گردشگر بیش‌تر به ما کمک کند؟

ما تا به حال چند برنامه‌ی «موزیکیوم» در حمام گنجعلیخان و یخدان مویدی، باغ‌موزه‌ی هرندی داشته‌ایم؛ موزیکیوم یعنی موسیقی در قالب موزه که موجب زنده شدن موزه و ایجاد هیجان بسیار زیاد برای مخاطب می‌شود. در این اجراها میکروفون حذف شده و همه‌ی کارها به‌صورت زنده اجرا می‌شود. در این اجراها بیش از میزانی که پیش‌بینی کرده بودیم، استقبال شد. چنین اجراهایی می‌تواند ادامه پیدا کند. در مقاله‌ای به این نکته اشاره کردم که به‌جای ساخت کارخانه‌هایی که با ۱۰ تا ۱۵ درصد ظرفیت خود، کار می‌کنند و علاوه بر بیرون بردن ارز از کشور، آلودگی محیط‌زیست را به دنبال داشته و مصرف آب فراوانی دارند، می‌توانیم مناطق گردشگری خود را با کم‌ترین هزینه و با گذاشتن خشت‌های فرهنگی، تزئین و آماده‌ی استقبال از گردشگران کنیم. کارهایی مانند اجرای موزیکیوم، ارزآوری گسترده دارد. من قصد برگزاری یک فستیوال بین‌المللی را در کرمان داشتم که حداقل چهل گروه از بهترین‌های کُر دنیا در آن حضور داشته باشند، اما متاسفانه علاوه بر این‌که هیچ حمایتی صورت نگرفت، با محدودیت‌های فراوانی مواجه شدم.

خوشبختانه سرمایه‌گذاری برای احیای بناهای تاریخی در استان ما باب شده و استاندار تاکید درستی بر این مساله دارند. اما در یک دیدار که با استاندار داشتم، متوجه شدم که ایشان هنوز ارزش لازم را برای این فعالیت قائل نیستند و بیشتر درگیر بازسازی خشتهای تاریخی هستند و خشتهای فرهنگی و هنری در اولویت بعدی ایشان قرار دارد. وقتی مسئولان ما بین کسی که طرح‌های بزرگی برای پیوند فرهنگ و موسیقی استان دارد با کسی که فقط در زمینه‌ی صرفا موسیقی  فعالیت می‌کند یا کسی که اصلا هیچ کاری نمی‌کند، قائل نشوند، نمی‌توان توقع پیشرفت در گردشگری موسیقی را داشت.

اگر مشابه هزینه‌ای که برای بازسازی یکی از بناهای تاریخی می‌شود را به گسترش طرح‌هایی مثل موزیکیوم در عرصه‌ی گردشگری موسیقی اختصاص دهند، می‌تواند موجب پیشبرد سریع و موثر فرهنگ شفاهی استان و افزایش حضور گردشگران خارجی در استان شود. ولی ما هیچ توقعی نداریم همان‌طور که تا به حال نداشته‌ایم؛ فقط ای کاش برای احیای خشت‌های فرهنگی هم تلاش می‌کردیم و مسئولان متوجه می‌شدند هر کسی دارد چه کار می‌کند تا هوشمندانه‌تر تصمیم گرفته و بودجه اختصاص دهند.

ما با بیش از ۸۰ گروه کُر جهان و حتی مجمع جهانی کُر در ارتباط هستم و می‌توانیم با برنامه ریزی اصولی بیش از بیش از هزار نفر از گروههای کُر جهان را به کرمان بیاوریم. این افراد با آمدن به کرمان و هزینه‌هایی که برای رفت‌وآمد، اقامت و اجرای خود خرج می‌کنند، می‌توانند ارزآوری قابل‌توجهی داشته باشند. یکی از محدودیت‌هایی که در کشور ما وجود دارد و معمولا موجب کم شدن تمایل گروه‌های خارجی برای حضور در جشنواره‌های موسیقی ما می‌شود، این است که خانم‌ها باید با حجاب اسلامی در جشنواره حاضر شوند؛ ولی ما این مشکل را هم با مذاکراتی که داشته‌ایم، حل کرده‌ایم و بسیاری از این گروه‌ها موافقت کرده‌اند که با حجاب اسلامی در جشنواره حضور پیدا کنند. حتی حاضرند کارهای ما را با لهجه‌ی کرمانی اجرا کنند که بسیار جذاب است و البته این موارد در فستیوالهای آوازی مربوطه بطور کامل طراحی شده و در حال ارزیابی اقتصادی است.

مصاحبه مسعود نکویی با مجله ستاره کرمان

به‌جز استاندار با سایر مدیران استان هم صحبت کرده‌اید؟

بله و همه می‌گویند یا خودتان سرمایه‌گذاری کنید یا سرمایه‌گذار پیدا کنید. اما کار من چیز دیگری است؛ من اگر بخواهم برای این امور وقت بگذارم، دیگر نمی‌توانم کار اصلی خود را در موسیقی به پیش ببرم. من الان که چهل ساله‌ام، توان و انگیزه برای انجام چنین کارهایی را دارم؛ اگر این پروژه ها حمایت شوند، می‌توان امیدوار بود که کارهای بزرگی به نفع استان انجام شود، در غیر این صورت من تا جایی که بتوانم و با هزینه‌ی شخصی خود این کار را به پیش می‌برم که قطعا سرعت آن ایده‌آل نیست و این آثار دیرتر فراگیر خواهند شد. سرمایه‌گذاری در بخش موسیقی و فرهنگ با هدف جذب گردشگر بسیار کم‌هزینه و سودآور است. اما پرداختن به فرهنگ اصیل کرمانی که رو به فراموشی و نابودی است، ضرورت بیش‌تری دارد.

سالمندان کرمانی که منبع فرهنگ شفاهی ما هستند، یا دچار بیماری آلزایمر هستند و یا چیزی به پایان عمرشان نمانده؛ آیا باید باز هم منتظر شخصی مانند «لوریمر» باشیم که به‌عنوان کنسول انگلیس به کرمان بیاید و فرهنگ شفاهی و عامه‌ی کرمان را بنویسد؟ ما راه را اشتباه می‌رویم، چون می‌خواهیم راه دیگران را برویم. بخش عمده‌ای از زندگی، فرهنگ کار و حتی پوشش ما تحت تاثیر فرهنگ غرب است چون خودمان را باور نداریم.

مصاحبه مسعود نکویی با مجله ستاره کرمان

پس شما معتقدید مهم‌ترین مساله‌ی ما در کرمان برای برگزاری جشنواره‌های موسیقی با حضور گروه‌های موسیقی از خارج کشور، که یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای جذب گردشگر خارجی است، عدم حمایت ازسوی مسئولان است؛

بهتر است بگوییم ندیده گرفتن ازسوی مسئولان. متاسفانه هنوز ارزش کار توسط مسئولان کامل درک نشده است. مدیران اداری و دولتی ما ترجیح می‌دهند مسایل را ندیده بگیرند تا زیر بار مسئولیت آن‌ها نروند. البته همکاریهای مجوز و حمایت در خصوص برگزاری کنسرتها از طرف ارشاد به خوبی انجام می شود اما بسته های حمایتی برای انجام امور گردشگری موسیقی وجود ندارد.

 

به‌جز جشنواره‌های موسیقی چه رویدادهای موسیقایی دیگری می‌تواند به رونق گردشگری موسیقی کمک کند؟

در برخی کشورها مثل فرانسه و تایلند، موسیقی به‌صورت زنده در موزه‌های مهم آن‌ها مانند موزه‌ی لوور پاریس اجرا می‌شود. درواقع در این موزه‌ها افراد بازدیدکننده، درگیر یک جریان زنده‌ی موسیقی می‌شوند. این امکان در تمام موزه‌ها و اماکن تاریخی کرمان وجود دارد. ما هم اجرای مشابهی را بصورت کنسرت متحرک در باغ‌موزه‌ی هرندی داشتیم که در سال ۹۴  در شب یلدا برگزار شد.

۸۸ نفر این برنامه را اجرا کردند؛ راهنماها شرکت‌کنندگان را با فانوس هدایت می‌کردند. تاثیر این برنامه در مخاطبان، باورنکردنی بود و همه‌ی حضار را درگیر خود کرده بود. ما پیش‌بینی کرده بودیم که ۵۰ نفر شرکت کنند، اما ۸۰ نفر در این برنامه حاضر شدند دو گردشگر خارجی هم حضور داشتند و آن‌قدر این اجرا برای آن‌ها جذاب بود که پیگیر اجرای دوباره‌ی این برنامه بودند که متاسفانه بعد از این اجرا به دلایل خاصی، از اجرای مجدد این برنامه منصرف شدیم. به ما گفتند چرا مجوز نگرفتید؟ در صورتی که ما مجوز گرفته بودیم و اصلا مگر می‌شود بدون داشتن مجوز دست به برگزاری چنین برنامه‌ای زد؟! حتی مدیرکل و معاون ارشاد شهرستان هم در اجرای ما حضور داشتند. بر سر لفظ «موزیکیوم» که ما برای این برنامه انتخاب کرده بودیم هم ایراد گرفتند و گفتند این واژه من‌درآوردی است.

در حالی‌که این واژه از تلفیق واژه‌های انگلیسی موزیک و میوزیوم درست شده و در همه جا چنین تلفیق‌هایی را به کار می‌برند. پس از این سنگ‌اندازی‌ها، بجای انرژی گذاشتن روی اجراها در کرمان ،  توانم را بر ساخت آثار جدید و حضور در فستیوالهای بین المللی متمرکز کردم و سه آلبوم با ۶۰ اثر جدید نتیجه‌ی این مخالفت‌ها بود.

 

در اجراهای خارج از کشور خود چه بازخوردهایی دریافت کردید؟ اجرای موسیقی در خارج از کشور چه پتانسیل‌هایی برای رونق گردشگری موسیقی ما و جذب گردشگر بیش‌تر از این طریق دارد؟

گروه مهروطن برای حضور در فستیوال ۲۰۱۸ افریقای جنوبی دعوت شده و در مسابقات جهانی کره‌ی جنوبی ۲۰۱۱ فستیوال جهانی ایتالیا و کنسرت تایلند شرکت کرده است. اگر بخواهید کسی بیاید، شما هم باید بروید. این‌که یک گروه به خارج از کشور برود و بتواند صد گروه را به کشور بکشاند، بسیار باارزش است و ما همیشه دنبال این بوده‌ایم. وقتی به کشور دیگری می‌رویم، هدف‌مان فقط یک اجرا نیست؛ به تبلیغ جاذبه‌های استان کرمان در همه‌ی زمینه‌های فرهنگی، طبیعی، تاریخی و اجتماعی هم می‌پردازیم. آقای شوماخر و دِتربِک که به کلوت‌ها آمده بودند، بسیار شگفت‌زده شده بودند. همین‌ها وقتی به کشورشان برمی‌گردند به تبلیغ پرداخته و باعث آمدن چند گردشگر دیگر می‌شوند.

این ها گفتند ما چهار گروه کُر از آلمان می‌آوریم و به همه‌ی کسانی که در جشنواره‌ی آلمان حضور پیدا کردند، توصیه می‌کنیم به جشنواره‌ی کرمان بیایند. من هنوز قرار است به آن‌ها خبر برگزاری جشنواره‌ی موسیقی کُرال در کرمان را بدهم. جشنواره‌ای که شاید اصلا قرار نیست برگزار شود. وقتی از انجام چنین کارهای ارزشمندی ناامید می‌شوم، تصمیم می‌گیرم فقط به تولید آثار جدید بپردازم و این ایده‌ها و آمال را فراموش کنم. مسئولان گاهی قول‌هایی می‌دهند که بعدا فراموش می‌کنند؛ من بارها برای گرفتن زمینی‌ با کاربری فرهنگی و گسترش فعالیت‌های موسیقایی با مسئولان مربوطه صحبت کردم، اما وقتی پای عمل می‌رسد، همه خود را عقب می‌کشند.

سیاست، مصرفی است، سیاسیون می‌آیند و می‌روند، اما چیزی که باقی می‌ماند فرهنگ و هنر است. من همیشه از اقدامات و برنامه‌های سیاسی فاصله گرفته‌ام. فقط به‌دنبال خدمت به فرهگ و هنر هستم. هنوز بین مدیران ما جا نیفتاده که در عرصه‌ی فرهنگ چگونه باید خدمت کرد و تصور می‌کنند خدمت کردن فقط باید در قالب نوعی ساخت‌و‌ساز باشد تا بماند و همه بدانند فلانی این کار را انجام داده. ما چقدر شعر با گویش کرمانی داریم؟ «شهریار» دیوان ارزشمندی به زبان آذری گفته. ما چقدر شعر با گویش کرمانی داریم؟ حالا هم که کسی پیدا شده که می‌خواهد با تلفیق موسیقی، شعر، ضرب‌المثل، آداب و رسوم و بازی‌های محلی، همه‌ی این‌ها را معرفی کند، متاسفانه هیچ حمایتی نمی‌شود.

مگر یک نفر چقدر بار را می‌تواند به‌تنهایی حمل کند؟ ما در حد توان‌مان رسالت خود را انجام می‌دهیم؛ ما امکان فروش آثار را در سایت خود قرار دادیم و سالانه سفارش خرید بیش از ۵۰۰ سی‌دی از کشورهای اسپانیا، امریکا، کانادا به ما می‌دهند؛ فروش خارجی ما بیش از فروش داخلی‌مان است. یکی از طرفداران آثار بنده برای رونمایی آلبوم «مفشو» از امریکا به کرمان آمده بود تا در مراسم حضور داشته باشد؛ آن‌وقت در شهر ما برخی بزرگان موسیقی به مراجعان خود توصیه می‌کنند بچه‌های خود را پیش مسعود نکویی نفرستند، به این دلیل که لهجه‌شان خراب می‌شود و این مایه‌ی تاسف است.

کتاب «سلفژ پوتسولی ۲۰۷۱» که کتاب صوتی آن توسط بنده اجرا شده و توسط انتشارات موسیقی چنگ در سراسر کشور به‌عنوان یکی از کتاب‌های معتبر موسیقی تدریس می‌شود. اخیرا آقای «شوماخر» و «دتربک» چندی پیش مهمان من در کرمان بودند؛ که آقای دتربک معاون دپارتمان کُرال اروپاست و  از دیدن پروژه‌ها و کارهایی که انجام داده‌ایم، بسیار متحیر شده بود.

 

به‌عنوان جمع‌بندی، مهم‌ترین مشکلاتی که سر راه گردشگری موسیقی در استان کرمان وجود دارد را چه مسایلی می‌دانید؟

اولین مساله، وجود دیدگاه‌های کلان فرهنگی هنری ناقص در استان است. هیچ بودجه و جایگاه خاصی برای فرهنگ و اقدامات فرهنگی در نظر گرفته نمی‌شود. در عرصه‌ی فرهنگ هم نگاه ساخت و مرمت بنّایی حاکم است و فقط می‌خواهیم بسازیم، یعنی هنوز به اندازه خشتهایی که روی هم می گذاریم تا ساختمانهای جدید و قدیم را بسازیم ، ساختمانهای ذهنی فرهنگی هنری مان را نمی سازیم ، یا هنوز هم به‌دنبال توسعه‌ی صنعت به‌مفهوم انقلاب صنعتی اروپا هستیم؛ در صورتی که آن‌چه امروز باید مورد توجه و حمایت قرار گیرد، فکرافزار و اقدامات زنده و پویا است.

همان‌طور که امروز در عرصه‌ی صنعت، باید به فعالان بخش آی‌تی توجه ویژه بشود، در عرصه‌ی فرهنگ هم باید به کسانی که کارهای متفاوتی انجام می‌دهند که به فرهنگ این دیار خدمت می‌کند و می‌تواند بازخورد بین‌المللی داشته باشد، بهای بیش‌تری دهند و از آن‌ها حمایت کنند. من به محض این‌که پروژه‌هایم این‌جا تمام شود، از ایران می‌روم نه به‌عنوان قهر، می‌روم که کارهای خود را انتشار دهم و به جهان معرفی کنم. نمی‌خواهم به آن‌ها خدمت کنم، هدفم معرفی فرهنگ شهر و دیارم است. از آن‌جا فستیوال و کار به این‌جا تزریق می‌کنم.

تاکنون دعوتنامه‌هایی از اتریش و چند کشور دیگر داشته‌ام که برای اتمام کارهای باقی‌مانده، دست نگه داشتم. برای من خدمتی که بتوانم به یک کودک کرمانی بکنم، بسیار ارجح است به کاری که در یک کشور دیگر انجام دهم؛ ولی متاسفانه وقتی فضا به گونه‌ای نیست که بتوانم به اهداف خود برسم و کارهایی که انجام شده را گسترش دهم، مجبور به رفتن می‌شوم.

هدف من این است که نسل‌های مختلف را پرورش ‌دهم که در آینده چندین نفر باشند که این سبک را ادامه دهند. سبک من در موسیقی از کرمان شروع و به سایر نقاط کشور صادر شد. الان گروه‌هایی در گرگان، اراک، تبریز و ارومیه به همین سبک شروع به فعالیت کرده اند و به‌صورت مجازی آموزش می‌بینند. در تهران چند گروه بخشی از کارهای ما را اجرا کردند. کار ما مثل چشمه‌ای است که جوشیده اما اگر به آن توجه نشود، خشک می‌شود؛ البته من نمی‌گذارم این اتفاق بیفتد؛ همه‌ی آن‌چه به دست آوردم و برای آن تلاش کردم را به‌صورت کتاب و سی‌دی منتشر کرده و به دست علاقه‌مندان رسانده و می‌رسانم؛ با آموزش‌هایی که می‌دهم افراد زیادی را در این زمینه خبره کرده‌ام که این مسیر را ادامه خواهند داد و فرهنگ کرمان را حفظ می‌کنند.

در پایان باید از همه کسانی که از آنها انتقاد کرده ام تشکر کنم زیرا حداقلهای موجود برای زنده ماندن فرهنگ و هنر را فراهم ساخته اند. اما این موجودیها شرط لازم است و هرگز کافی نیست…

 

فهیمه رضاقلی

ستاره کرمان

رتبه چهارم مسعود نکویی در مسابقات آهنگسازی ایتالیا

چهارمین دوره رقابتهای بین المللی آهنگسازی کرال مردان komos ایتالیا در مرحله پایانی خود با ۱۰ آهنگساز راه یافته به مرحله نهایی این رقابتها ، از کشورهای ایتالیا ، امریکا ، ایران ، استرالیا ، ژآپن ، نیوزلند ، اندونزی ، پرتغال ، کانادا و انگلستان به کار خود پایان داد.

در این فستیوال ، مسعود نکوئی بعنوان تنها آهنگساز شرکت کننده از ایران حائز رتبه چهارم شد که تنها با یک رای اختلاف با رتبه سوم در این جایگاه قرار گرفت . نظر به کیفیت آثار در بخش نهایی آثار این آهنگساز ایرانی نیز در نشریه آلتره دیزیونی ایتالیا منتشر خواهد شد.

پنج داور متخصص از ایتالیا با نامهای لورنزو اورلاندی ، کریس ویلیامز ، دانیل ونتوری ، ماتیو جولیانی و جیلیو گارُتی آثار را بررسی و رای نهایی را اعلام نمودند.

شیوه امتیاز دهی بدین گونه طراحی شده بود که هر داور به رتبه ۱ عدد۳ ، رتبه ۲ عدد۲ و رتبه ۳ عدد ۱ اعطا می کند که پس از بررسی آثار مسعود نکوئی از نظر چهار داور حائز رتبه دوم و سوم شد و در مجموع رای داوران به رتبه چهارم دست یافت.

در این رقابتها آهنگساز ایتالیا به رتبه نخست ، آهنگساز ژاپن به رتبه دوم و آهنگساز نیوزلند به رتبه سوم و مسعود نکوئی از ایران به رتبه چهارم دست یافتند.

مسعود نکوئی با ارائه پارتیتور آهنگهای کرال آکاپلا پلی فنیک خدای ناخدا و همای رحمت و یوسف گمگشته در این رقابت بین المللی شرکت کرد و پارتیتور خدای ناخدا از دید داوران شایسته رتبه دوم و پارتیتور همای رحمت شایسته رتبه سوم شناخته شد اما در مجموع سه پارتیتور در جایگاه چهارم قرار گرفت.

این مسابقات تنها برای گروه کر مردان طراحی شده بود و با توجه به اینکه آثار مسعود نکوئی برای گروه میکس ۴ بخشی نوشته شده علی رغم شرکت در بخش متفاوت ، نتیجه ارزشمندی برای این آهنگساز محسوب می شود.

Powered by Dragonballsuper Youtube Download animeshow